برگردان به زبان ساده
سپهر مجد و کرم عزّدین یگانة دهر
که دست و کلک ترا باقضا مساوقتست
هوش مصنوعی: آسمان افتخار و بزرگواری، عزّالدین را به عنوان فردی بینظیر در تاریخ معرفی میکند که دست و هنر او با سرنوشت هماهنگی دارد.
شدست ماه نو اندر جهان مشارالیه
از آنکه باسم اسب توش مطابقتست
هوش مصنوعی: در این دنیا، ماه نو به خاطر شباهتش به اسب تو در حال درخشش است.
بهرچه رای شریفت اشارتی فرمود
سبیل چرخ در آن طاعت و موافقتست
هوش مصنوعی: هر چه نظر و حکم معقول تو اشاره کند، در آن اطاعت و توافق خاصی وجود دارد که به مانند حرکات و چرخشهای آسمان است.
چنان بیمن تو اضداد آشتی کردند
که خوشدلی و هنر را بهم معانقتست
هوش مصنوعی: چنانچه به خاطر وجود تو، دشمنان به صلح و آرامش رسیدند که خوشی و هنر در آغوش هم قرار گرفتند.
رهی ملازم این حضرتست از دل و جان
بصورت ارچه از آن درگهش مفارقتست
هوش مصنوعی: این بیت بیان میکند که فردی از دل و جان به این شخصیت مقدس وابسته و همراه است، هرچند که به ظاهر از آن مکان جدا شده و دور است.
در آن مهم که بجاه تو استعانت رفت
توقّف تو هم از غایت مخالفتست
هوش مصنوعی: در این موضوع که به خاطر موقعیت تو، نیاز به کمک وجود دارد، توقف و عدم پیشرفت تو ناشی از شدت مخالفت است.
رهی برابر آن زن بمزد هم باشد
گرین مراقبت از جانب مصادقتست
هوش مصنوعی: اگر کسی در عشق و محبت به زنی تمام تلاش خود را بکند، پاداش آن را خواهد گرفت؛ البته این در صورتی است که از جانب او هم توجه و مراقبتی وجود داشته باشد.
وگر بطبع برو عاشقی چه درباید؟
ترا که با سروریشی چنان معاشقتست
هوش مصنوعی: اگر طبیعی باشد که تو عاشق شوی، دیگر چه چیزی باید در نظر باشد؟ برای تو که اینگونه با سروری خود در عشق به سر میبری.
یکی سوار ز بهر خدای را بفرست
مرا مگیر که خود قدمت مرافتقست
هوش مصنوعی: کسی را به سوی خدای بفرست که سوار است. مرا نپذیر، زیرا خود قدمت و بزرگیات برایم کافی است.
سوار ظلم بنا حق همه جهان بگرفت
به یک سوار به عدل این همه مضایقتست
هوش مصنوعی: با یک سوار ظلم، همه جهان تحت فشار قرار گرفت، اما با یک سوار به حق و عدالت، این همه سختی و تنگنا به وجود نیامده است.