برگردان به زبان ساده
صوفی نهاد عادت اسبم تو کّلست
قانع بود بهر چه خداداد، می خورد
هوش مصنوعی: صوفی گفت عادت من این است که همیشه راضی باشم و از آنچه خدا داده است استفاده کنم، حتی اگر فقط یک نوشیدنی باشد.
نه رسم ادّخار شناسد نه جمع لوت
هر چه آیدش بدست بننهاد می خورد
هوش مصنوعی: نه عادت جمعآوری و پسانداز را میشناسد، نه هر چیزی که به دستش میرسد را نگه میدارد؛ هر چه به دستش بیفتد، میخورد و از آن استفاده میکند.
بی زحمت غراره و انبار و توبره
روزیّ خویش از عدم آباد می خورد
هوش مصنوعی: بدون زحمت و تلاش، از عدم و بیپناهی، روزی خود را به دست میآورد و ذخیره میکند.
زنبیل و دلو کهنه و جاروب و بوریا
هر چ آن بیافت فارغ و آزاد می خورد
هوش مصنوعی: زنبیل و دلو و جاروب و بوریا همه چیزهایی هستند که کهنه شدهاند. اما اینها هرچه میافتند، بیهیچ دغدغهای و به راحتی به کار خود ادامه میدهند و زندگی ساده و بیخرابی دارند.
هر کاه گل که از نم باران علی الفتوح
از بام و در در آخرش افتاد می خورد
هوش مصنوعی: هر کاهگلی که از باران به زمین بیفتد، نشانهای است از اینکه زندگی در حرکتی دائمی است و هر چیزی که به زمین میافتد، به نوعی در این چرخه طبیعی شرکت دارد. در پایان، همه چیز در مسیر خود به زمین برمیگردد و این امر بخشی از نظم طبیعت است.
وقتی به ژاژ خایی شاگرد بنده بود
و اکنون بعلم من به از استاد می خورد
هوش مصنوعی: در گذشته، کسی که فقط به شلوغکاری و حرف زدن مشغول بود و شاگرد من بود، حالا با علم و دانشی که دارم، به مراتب از استادش بهتر شده است.
دشنام زشت می دهدم زان بهر دو گام
چون حدّ قذف چوبی هشتاد می خورد
هوش مصنوعی: من به خاطر دو قدم، ناسزا میگویم، در حالی که مجازات تهمت به دیگران هشتاد ضربه شلاق است.
چون نیستش ز بی علفی قوّت نهوض
بیچاره تازیانۀ بیداد می خورد
هوش مصنوعی: به دلیل کمبود منابع و امکانات، تازیانۀ ظلم بر بدبختیها و مشکلات این قوم افزوده میشود و آنها نمیتوانند به پیشرفت و حرکت خود ادامه دهند.
روز و شبش به وعدۀ تو دم همی دهم
وازان دمم که زندگیش باد می خورد
هوش مصنوعی: من روز و شب منتظر وعده تو هستم و زندگیام را به خاطر آن وعده در انتظار میگذرانم.
اسبی که انده علفش خاطرم بسوخت
وصفش کجا درین دل ناشاد می خورد
هوش مصنوعی: اسبی که یادش باعث نگرانی و ناراحتیام شده، چگونه میتوانم توصیفش را در این دل غمگین بگویم؟
از عشق کاه بر رخ من بوس می دهد
بر یاد سبزه خنجر پولاد می خورد
هوش مصنوعی: عشق به قدری قوی است که حتی یک کاه کوچک بر روی صورتم محبت میگذارد و در یاد سبزه، خنجر سخت و تیز را از یاد میبرد.
تا می کند ز وعدۀ کاه و جو تو یاد
ای بس گرسنگس که بدان یاد می خورد
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که برخی افراد حتی از یادآوری وعدههای ساده و کماهمیت هم به نفع خود بهره میبرند، مانند کسانی که برای ارضای گرسنگی خود به یاد وعدههای غذایی میافتند و از آن استفاده میکنند.