برگردان به زبان ساده
بوی فصل بهار می آید
آب با روی کار می آید
هوش مصنوعی: عطر بهار به مشام میرسد و آب، با زیبایی خود، خود را نشان میدهد.
غنچه های امید می شکفد
گل دولت ببار می آید
هوش مصنوعی: گلهای امید در حال شکفتناند و زمان خوبی برای خوشبختی و موفقیت فرا رسیده است.
تازه و تر شکوفه های امل
بر سر شاخسار می آید
هوش مصنوعی: شکوفههای تازه و شاداب امید بر روی درختان شکوفا میشوند.
صورت کارها بنامیزد
همه همچون نگار می آید
هوش مصنوعی: همه چیز به زیبایی و هنر در ظاهر خود نمایان میشود و مانند تصویرگری زیبا به نظر میرسد.
در چمن لطف و نرمی گلبرگ
عذر تیزیّ خار می آید
هوش مصنوعی: در باغچه، زیبایی و نرمی گلها به خوبی خاری که دردناک است را توجیه میکند.
عوض بادهای نوروزی
کاروان تتار می آید
هوش مصنوعی: به جای قداست و زیبایی بهار، ناگواری و خطراتی مانند حملهی ترکان تاتار در راه است.
دیدۀ ابر را بجای سرشک
گوهر شاهوار می آید
هوش مصنوعی: چشمان ابر به جای اشک، گوهری با ارزش و با عظمت را به نمایش میگذارد.
چمن از برگ و شاخ و ناله مرغ
کز دل بیقرار می آید
هوش مصنوعی: چمن پر از برگ و شاخه است و صدای پرندهای که از دل بیقرارش ناله میزند.
بست آذین و مطربان بنشاند
که شه نوبهار می آید
هوش مصنوعی: بستهای زیبایی را آماده کنید و نوازندگان را جمع کنید؛ چرا که پادشاه فصل بهار میآید.
پای درخاک و تاج زر بر سر
نرگس پر خمار می آید
هوش مصنوعی: با پای خود بر زمین حرکت میکند و در سرش تاج طلا دارد، در حالی که نرگسها به طور نیمهخمار و خوابآلود به نظر میرسند.
متمایل چو یار من سر مست
بس خوش و شاد خوار می آید
هوش مصنوعی: زمانی که یار من سرشار از خوشحالی و شادابی میشود، در حالتی متمایل و سرمست، با طراوت و شادابی به سراغ میآید.
چشمها چار کرده بر ره دوست
خیره از انتظار می آید
هوش مصنوعی: چشمها به راه دوست دوخته شدهاند و از شدت انتظار، به حالت خیره درآمدهاند.
شاخ چشم شکوفه بگشاده
بسر رهگذار می آید
هوش مصنوعی: چشمها مانند شکوفهای باز شدهاند و در مسیر زندگی، زیبایی و عشق به سوی ما میآید.
دست یازید و سیم پیش آورد
زآنکه وقت نثار می آید
هوش مصنوعی: به جلو بروید و در پی به دست آوردن زیبایی باشید، زیرا زمان ابراز عشق و محبت نزدیک است.
رعد چاوش وار مقرعه زن
برق خنجر گزار می آید
هوش مصنوعی: صدای رعد و برق مانند طبل نواخته میشود و مانند خنجری تیز و برنده به سرعت نزدیک میشود.
سرو آزاد دستها برهم
راستی بنده وار می آید
هوش مصنوعی: درختان بلند و زیبا با دستانی گشوده و راست، مانند بندگان فروتن، حضور دارند.
گر ندارد نشاط استقبال
گل چه معنی سوار می آید
هوش مصنوعی: اگر گلی نتواند شادابی را به ارمغان بیاورد، سوارکاری که به آن میآید چه معنایی دارد؟
جان همی پرورد صبا، پنداشت
کز برآن نگار می آید
هوش مصنوعی: صبحگاه، نسیم ملایمی جان را پرورش میدهد و گمان میکند که آن محبوب از پشت میآید.
خوابگه کرده بود در زلفش
زان چنین مشکبار می آید
هوش مصنوعی: در زلف او جاگاهی است که خواب و آرامش را به وجود میآورد، و از این رو، عطر خوشی مانند مشک از آن برمیخیزد.
این همه چیست؟ موکب عالی
با هزار اعتبار می آید
هوش مصنوعی: این همه چه چیزی است؟ یک کاروان بزرگ و با شکوه با هزاران ارزش و اهمیتی که همراه خود دارد در حال ورود است.
از دهان جهان بگوش دلم
مژده وصل یار می آید
هوش مصنوعی: از دهان دنیا به گوش دلم خبر آمدن یارم را میرساند.
هرچه در سرّ غیب تعبیه بود
دم بدم آشکار می امد
هوش مصنوعی: هرچه در اسرار غیبی مقدر شده بود، به تدریج و مکرر به نمایان شدن آغاز میکرد.
یزک نصرت و طلیعۀ فتح
از یمین و یسار می آمد
هوش مصنوعی: کمک و موفقیت به صورت جریانی از سمت راست و چپ به سوی ما میآمد.
لشکر آرزو ز مکمن غیب
یک بیک بر قطار می آید
هوش مصنوعی: بخشی از آرزوها به ناگاه از دنیای پنهان و نامعلوم به سمت ما میآید و یکی پس از دیگری به تحقق میپیوندند.
ترکتاز سپاه عیش و طرب
بسر روزگار می آید
هوش مصنوعی: در زندگی، شادی و خوشی مانند یک لشکر به پیش میآید و بر روزگار تسلط مییابد.
در و دیوار شهر می گویند
خواجه بس کامکار می آید
هوش مصنوعی: در و دیوار شهر خبر میدهند که شخصی موفق و خوشکامی در راه است.
لاله چون دشمنان صدر جهان
خجل و شرمسار می آید
هوش مصنوعی: لاله مانند دشمنانِ پیشرفت و افتخار دنیا، با خجالت و شرمساری وارد میشود.
خون دل در قرح همی بیند
زان چنان دلفکار می آید
هوش مصنوعی: او هر زمان که با دلشکستگی و درد مواجه میشود، عواطف عمیق و احساسی را احساس میکند که نشان میدهد تلاشها و محبتهایش بیثمر نبوده است. در واقع او از این تجارب تلخ، احساسات قویتری به دست میآورد و این باعث میشود که همواره در پی جستجوی شادی و عشق باشد.
آب هم رنگ اشک او دارد
زین سبب خاکسار می آید
هوش مصنوعی: آب به رنگ اشک اوست و به همین دلیل، آدمی humble و خاکی میشود.
گرچه از روزگار بر دل ما
زخمها استوار می آید
هوش مصنوعی: با وجودی که زمان دردهای زیادی بر دل ما وارد میکند،
زین یکی خوشدلم که مولانا
دو برفت و چهار می آمد
هوش مصنوعی: از این یکی خوشحالم که مولانا دو بار به ما آموزش داد و چهار بار به ما فرصت داد تا بیاموزیم.
لفظ جمع ار چه کرده ام واحد
عذر را خواستار می آید
هوش مصنوعی: هر چند که من از واژههای جمع استفاده کردهام، اما در واقع به یک عذر واحد و مشخص اشاره میکنم.
کاندر آن حضرت ار چه بسیارند
آن یکی در شمار می آید
هوش مصنوعی: در آن سرزمین هرچند افراد زیادی وجود دارند، اما همه در نهایت به یک نفر تبدیل میشوند.
گرچه در خاطرم به دولت تو
معنی صد هزار می آید
هوش مصنوعی: هرچند در ذهنم به خاطر نعمتهای تو هزاران حس خوب و شادابی یادآوری میشود.
بس کنم بس که در طریق سخن
کوتهی اختیار می اید
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه در گفتگوهایمان، خیلی مختصر و کوتاه صحبت میکنم، تصمیم میگیرم که این کار را متوقف کنم.