برگردان به زبان ساده
صد غمّاز مجد عبّادان
قریة من وراع عبّادان
هوش مصنوعی: در اینجا به نوعی از روحیه و ویژگیهای جامعه اشاره شده است. افرادی که در این قریه زندگی میکنند، با تمام مشکلات و نازیباییها مواجهاند، اما در عین حال، دارای ایمان و دیانت هستند. این جامعه به نوعی با کمبودها و چالشها دست و پنجه نرم میکند، اما همواره در تلاش برای حفظ ارزشها و اصول خود هستند.
کژ و خون ریز در دهانش زبان
راست مانند نیش فصّادان
هوش مصنوعی: زبان او همچون نیش زهرآگین زنبور، منحرف و خطرناک است و به جای بیان حقایق، تنها جفا و رنج را منتقل میکند.
سیه و سخت در زر آویزان
دل او چون محکّ نقّادان
هوش مصنوعی: دل او مثل محکی که نقّادان استفاده میکنند، سنگین و سخت به طلا آویزان است.
ناتوان گیر چون تب لرزه
بی گنه کش چو تیر صیّادان
هوش مصنوعی: وقتی ناتوان هستی، مانند تب و لرز، بیدلیل و بیگناه به جانت میافتد، درست مانند تیری که از چنگ صیادان میرسد.
همچنان بادیه ببی آبی
کوشد اندر هلاک بی زا دان
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که در این دنیا، مانند یک بیابان پر از آب، انسانها در تلاشند تا از هلاکت و نابودی دور بمانند و در این مسیر نیازمند راهنمایی و دانایی هستند.
مفردات آن چنان که او گیرد
هم نگیرند مهره نّرادان
هوش مصنوعی: در اینجا میگوید که افراد با ویژگیها و شرایط خاص خود، هر کجا که بخواهند و به شیوهای که خود میپسندند، عمل میکنند و اینطور نیست که مانند دیگران عمل کنند یا ویژگیهای آنها را قبول داشته باشند. هر کس به طریقی متفاوت و منحصر به فرد رفتار میکند.
در بدیّ و ددیّ و بیخردی
دوم او تو هم مر او را دان
هوش مصنوعی: اگر کسی در بدی و نادانی دیگران را دنبال کند، تو هم مثل او خواهی بود.
در دهانش زبان غمّازان
و اندر ابروش چشم جلاّدان
هوش مصنوعی: او به زبان غم و اندوهی که در دل دارد، صحبت میکند و ابروهایش مانند چشم هایی است که به زیبایی و جذابیت مینگرند.
هم عفا الله امین دین یعقوب
گرچه این فاضلست و او نادان
هوش مصنوعی: خداوند یعقوب را بخشید، همانطور که این شخص دانشمند است و او نادان.