برگردان به زبان ساده
من که از دور چرخ ممتخم
وز اسیران گردش ز منم
هوش مصنوعی: من که از دور به چرخ بیرحم نگاه میکنم و مانند زندانیانی هستم که گرفتار گردش بیپایان آناند.
همچون صبح ار برآورم نفسی
آتش اندر همه جهان فکنم
هوش مصنوعی: اگر مانند صبح از خواب بیدار شوم، نفسی عمیق میکشم که آتش را در سراسر جهان پخش کنم.
نه شکیبایی خموش شدن
نه دلیری و برگ دم زدنم
هوش مصنوعی: به معنای این است که نه میتوانم در سکوت منتظر بمانم و نه جرات دارم برای بیان احساسات و افکارم قدمی بردارم.
حاصلی نیست از وجود دخودم
زان ملول از وجود خویشتنم
هوش مصنوعی: هیچ دستاوردی از وجود من نیست، به همین خاطر از وجود خودم خستهام.
همچو لاله ز سوز دل بدرم
ور ز خارا کنند پیرهنم
هوش مصنوعی: مانند لالهای که از دل سوزانم میروید، اگر پیراهنم را از سنگ و خار بسازند.
داده یی شرح جورهای فلک
بس شگفت آید از تو این سخنم
هوش مصنوعی: در مورد ناملایمات و سختیهایی که تقدیر و سرنوشت برای انسان به ارمغان میآورد، صحبت میکنم و این سخنانم از تو بسیار شگفتانگیز به نظر میرسد.
مگر از اتّحاد مفرط ما
بتوظن برد آسمان که منم
هوش مصنوعی: آیا میتوان با اتحاد شدید ما، آسمان را به فرود آورد که من همان هستم؟
با تو گفتم شکایتی گویم
بستدی آن حکایت از دهنم
هوش مصنوعی: با تو صحبت کردم که از شکایتی بگویم، ولی تو آن داستان را از دلم گرفتای.
چون تو با کاروبار این گویی
من چه ناموس خویشتن شکنم
هوش مصنوعی: زمانی که تو به کارهای خود مشغول هستی، من چرا باید به خودم آسیب بزنم یا حرمت خود را نادیده بگیرم؟