برگردان به زبان ساده
در دامن کوه عیش احباب
کامل آمد چو می به مهتاب
هوش مصنوعی: در دامان کوه، شادی و خوشی دوستان به طور کامل و فراوان در حال جریان است، مانند نوشیدنی که زیر نور ماه میدرخشد.
برگ عشرت ببر چو گلبن
پا در گل و گل بسر چو گلبن
هوش مصنوعی: از زندگی لذت ببر و مانند گل که در باغ خوشبوست، در شادی و زیبایی غوطهور باش.
بگذشته گل از گل سر جمع
ماننده دود بر سر شمع
هوش مصنوعی: گل از گل گذشته و زیبایی آن مانند دودی است که بر فراز شمع میرقصد.
چون خامه سه دستگیر باید
تا از گل تیره پا بر آید
هوش مصنوعی: برای اینکه از گل سیاه و تیره بیرون بیاید، به سه چیز نیاز است که مانند قلم، او را یاری کند.
باران بخت سیاه را شست
آلودگی گناه را شست
هوش مصنوعی: باران خوشبختی، مشکلات و آلودگیهای ناشی از گناهان را از بین برد.
شب ابر چو گرید از سر سوز
در کار بود چو شمع تا روز
هوش مصنوعی: وقتی شب به خاطر سرما و باران، ابرها میبارند، مانند شمعی هستم که در حال ذوب شدن است و منتظرم تا روز بیاید.
چون ریزد اشک صبحگاهی
از چهره شب برد سیاهی
هوش مصنوعی: زمانی که اشکهای صبحگاهی از چهره شب بریزد، تاریکی شب از بین میرود و نور صبح نمایان میشود.
هم خیمه حباب وار در آب
ما چون موجیم جمله در تاب
هوش مصنوعی: ما مانند حبابهایی هستیم که در آب وجود دارند و هر کدام در حال نوسان و جنبش هستند. همچون موجهایی که در دریا هستند، به صورت همزمان و با هم در حرکتیم.
در خیمه تر خزیده در هم
گوئی بگلی نشسته شبنم
هوش مصنوعی: در چادر، تر و تازه نشسته، و گلهایی در کنار هم به خواب رفتهاند و شبنم روی آنها نشسته است.
ما را که خلاب زیر پهلوست
چون خاتم خواب سر به زانوست
هوش مصنوعی: ما که زیر فشار و درد و مشکلات زندگی هستیم، مانند فردی هستیم که خوابش میبرد و سرش را بر زانو گذاشته است.
چون خیمه کند چکیدن آئین
بگریزم ازو بخانه زین
هوش مصنوعی: وقتی باران در خیمه میبارد، من از آنجا فرار میکنم و به خانهام میروم.
با کاغذ طبع نازک ما
باران خصمی است بی محابا
هوش مصنوعی: با کاغذ حساس و ظریف ما، باران دشمنی است که بدون هیچ احتیاطی میبارد.
گرید بر ما سحاب هر دم
خود کشته و خود گرفته ماتم
هوش مصنوعی: ابرها هر لحظه بر ما میبارند، در حالی که خود را در سوگ و غم از دست رفتههایشان غرق کردهاند.
ابر از نظرم ز بس فتاده است
گویم که گهر حرامزاده است
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که بارانهایی که میبینم، به قدری زیاد و بیوقفه است که فکر میکنم فقط قطرات آبی هستند که بینظمی و خرابی به بار میآورند.
طفل بد خوی ابر گریان
بر ما کردست دهر زندان
هوش مصنوعی: کودک بدجنس مانند ابری که همواره گریه میکند، زندگی را برای ما به زندانی تبدیل کرده است.
روزی باشد بماتم او
خود را بینم گشاده گیسو
هوش مصنوعی: روزی خواهد رسید که در سوگ او، خود را با موهای باز ببینم.
داریم سه خوردنی فراوان
غصه، سرما و آب باران
هوش مصنوعی: ما سه چیز داریم که زیاد است: غصه، سرما و باران.
زین ره کامد کدورت انگیز
هر اشهبی از گل است شبدیز
هوش مصنوعی: از این مسیر، هر اسبی که میآید و دلآشوبی ایجاد میکند، در واقع نشانهای از زیبایی و لطافت گل است.
در بحر گل از گرانی تن
شد کشتی فیل لنگر افکن
هوش مصنوعی: در میان دنیای پر از زیبایی گلها، بار سنگین بدن باعث شده است که کشتی فیل به آرامی در آب بتازد و لنگر بیندازد.
فیلان در گل به جا نسپاری
گنبد به مزارشان عماری
هوش مصنوعی: اگر فیلان در گل باشند و به جای خود نروند، در گنبدشان باید بنایی ساخته شود.
اسب و فیل و پیاده با هم
غلطیده و آمده فراهم
هوش مصنوعی: اسب و فیل و انسان با هم به زمین افتاده و به سوی همدیگر آمدهاند.
افتاده به تنگنای در رنج
چون کیسه و مهره های شطرنج
هوش مصنوعی: در وضعیت سخت و دشواری قرار گرفتهام، مانند کیسه و مهرههای بازی شطرنج که محدود و در تنگنا هستند.
اسب تازی ز گل نشستن
رفتار وزغ کند ز جستن
هوش مصنوعی: اسب تازی با زیبایی و نرمی از میان گلها عبور میکند، در حالی که وزغ برای پریدن به سختی تلاش میکند.
هر پالکئی که بد منقش
گردید ز گل چو ناو گل کش
هوش مصنوعی: هر شکلی که با نقش و نگار زیبا ایجاد شود، مانند قایقهایی است که از گل ساخته شدهاند.
هر گل که بخاک داشت پیوند
بسرشت بگل بسان گلقند
هوش مصنوعی: هر گلی که ریشه در خاک دارد، به زیبایی و عطر گل گلاب میماند.
باران از بسکه شد مکرر
در چشم صدف گلست گوهر
هوش مصنوعی: باران، به قدری در چشم صدف فراوان شده است که مانند دانههای گوهری در آن نمایان میشود.
از گل شخص ار بفرض رسته
درمانده به آب و پل شکسته
هوش مصنوعی: اگر از گل شخصی، فرض کنیم که به خاطر ناتوانی از آب و پل شکسته رسته، در واقع او نتوانسته به درستی از مشکلات خود عبور کند و درمانده مانده است.