برگردان به زبان ساده
زهی از تو روی طراوت سفید
صفا را ز تو گرم کشت امید
هوش مصنوعی: از تو رویداد زیبای دلنشینی به وجود آمد که روح امیدهام را گرم میکند و شکوفا میسازد.
سرور دل و راحت جان توئی
بعالم قدمگاه پاکان توئی
هوش مصنوعی: تو مایه شادمانی دل و آرامش جان هستی، و در این جهان، جایگاه تو مخصوص پاکان است.
بوارستگی طبع همدم ز تست
سبکباری اهل عالم ز تست
هوش مصنوعی: خبری از سبکی و خوشی زندگی نیست مگر با همراهی تو، چرا که روح آزاد و خوش قلق من تنها با تو به وجود آمده است.
بسویت گذر هر که افکنده است
لباس علایق ز بر کنده است
هوش مصنوعی: به سوی تو میآید هر کسی که لباس خواستهها و وابستگیها را از خود کنار زده است.
بارباب تجرید و اصحاب ترک
صریر درت گفته آداب ترک
هوش مصنوعی: این بیت به نوعی به موضوعات معنوی و روحانی اشاره دارد. در آن به تعلیم و تربیتی اشاره شده که از سوی یک مرشد یا رهبر معنوی به شاگردان یا پیروان ارائه میشود. قیود و عادات دنیوی کنار گذاشته میشوند تا به آداب و رسوم خاصی که در مسیر ترقی روحانی لازم است، توجه شود. به عبارت دیگر، فرد باید به شیوهای از زندگی بپردازد که با قواعد روحانی سازگار باشد و از وابستگیهای دنیوی رها شود.
چنین ترک و تجرید و این رسم و راه
نه در صومعه است و نه در خانقاه
هوش مصنوعی: این نوع رهایی و جدا شدن از دنیا و این سبک زندگی نه در مکانهای مذهبی مثل صومعهها وجود دارد و نه در خانقاهها.
به بی برگی از مسجدی رفته تر
زهی دامن افشان زهر خشک و تر
هوش مصنوعی: به مکانی رفتهام که بیبراعزایی دارد و در آنجا دامنم پر از چیزهای خشک و تر شده است.
ز سامان بدانگونه بگسسته ای
که از بوریا نیز وارسته ای
هوش مصنوعی: تو به گونهای از آن موقعیت و شرایط جدا شدهای که حتی از مشکلات کوچکی مانند بوریا نیز رهایی یافتهای.
ز تو کسب پاکی بر امتیاز
مقدم بود بر ادای نماز
هوش مصنوعی: کسب پاکی و طهارت از تو مهمتر است و برتر از انجام نماز است.
تجرد اساسی و رخت سرا
نداری بجز اعتدال هوا
هوش مصنوعی: تو به سادگی از دنیا و ظواهر آن برکناری، و چیزی جز اعتدال در حالات خود نداری.
بود خلوتت در صفا چون حباب
سراپا طراوت تمام آب و تاب
هوش مصنوعی: محیط آرام و دلنشین تو مانند حبابی است که تمام زیبایی و نشاط آب را در خود دارد.
ز آبت چو روئی مصفا شود
خط سرنوشتش هویدا شود
هوش مصنوعی: وقتی از آب پاک و زلال عبور کنی، سرنوشتت روشن و نمایان خواهد شد.
فروغ دو روشن روان یار تست
که با آب و آتش سر و کار تست
هوش مصنوعی: نور زندگی و روشنایی تو از یار من است که همواره با مشکلات و چالشها سر و کار دارد.
رخ لیلی و چشم مجنون نئی
جدا زاب و آتش دمی چون نئی
هوش مصنوعی: چهره لیلی و نگاه مجنون از هم جدا نیستند؛ مانند نی که در دمی با آتش در هم میآمیزد.
وجودی چو تو جامع آب و تاب
نیامد بدنیا مگر آفتاب
هوش مصنوعی: وجودی مانند تو که همگان را تحت تاثیر قرار میدهد، به دنیا نیامد مگر برای تابش و روشنی مانند آفتاب.
فروغیست با آب صافت قرین
که گوئی بآتش چو شد همنشین
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف شخصی میپردازد که مانند نوری در کنار آب زلال و آرامشبخش است، بهگونهای که با افروختن آتش، به زیبایی و جذابیت او افزوده میشود. به عبارت دیگر، ارتباط او با عناصر طبیعی و تأثیرات آنها بر وجودش را توصیف میکند.
نه تنها ازو کسب گرمی نمود
که هر روشنی هم بودش ربود
هوش مصنوعی: آنقدر از او انرژی و گرما به دست آورد که هر روشنی دیگری هم که بود، از او گرفت.
هر آنکس که شد خلوتت مسکنش
عرق تخم راحت شود بر تنش
هوش مصنوعی: هر کس که در خلوت و تنهاییات جا بگیرد، آرامش و آسایش را به او هدیه میدهد و این آرامش مانند عرقی بر تن او مینشیند.
ز تو روی گرم آنکه یکبار دید
ز آرامگاه خودش دل رمید
هوش مصنوعی: کسی که یک بار چهره گرم تو را دیده باشد، از آرامش خود دور میشود و دلش به تنگ میآید.
شد از گلخنت شعله تا کامیاب
دگر بهر مرکز نکرد اضطراب
هوش مصنوعی: از آتش نشاطی که از دل گلخن تو برخاست، دیگر بار به سوی کمالی رفته و آرامش را از دست نداد.
ز خاکستر گلخن تو قضا
بآئینه دیده بخشد جلا
هوش مصنوعی: از خاکستر کوره، قضا به آینه چشم زیبایی میبخشد.
سپهریست سقفت که دارد مدام
فروزان نجوم ثوابت ز جام
هوش مصنوعی: سقف آسمان همچون یک سپهر است که همواره ستارهها و سیارات ثابت در آن میدرخشند و به زندگی و زیباییاش میافزایند.
ز الوان جام تو بر دور هم
زده چتر طاووس باغ ارم
هوش مصنوعی: تو با رنگهای گوناگون جام خود بر دور هم، چتر زیبای طاووس باغ ارم را گسترش دادهای.
سر خلوت از عکس انوار جام
ملون بساطیست فرش رخام
هوش مصنوعی: در گوشهای که نورهای رنگی به شدت میدرخشند، فرشی از سنگ مرمر پهن شده است و فضایی زیبا و دلنشین ایجاد کرده است.
تمام آبروئی که سودی جبین
بپای شهنشاه روی زمین
هوش مصنوعی: تمام اعتباری که ارزش دارد، به خاطر بزرگی و مقام شاه روی زمین است.
سر سروران پادشاه جهان
بتأیید ثانی صاحبقران
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که سروران و پادشاهان جهان به تأیید و حمایت فردی بزرگ و با عظمت هستند که مقام و جایگاه ویژهای دارد.
بود خصمش از گریه آتشین
چو گرمابه با آب و آتش قرین
هوش مصنوعی: خصم او مانند گرما و آتش، از گریهای سوزان و داغ است، مانند حمامی که آب و آتش را در کنار هم دارد.
عدویش کزو عافیت راست عار
چو گلخن به تب باد پیوسته یار
هوش مصنوعی: دشمن او که از آسایشش حسادت میکند، مانند گلخانهای است که به گرمای تب دچار شده و همیشه در غم و اندوه است.
زرویش بود صبح را آب و تاب
چو جامی که تابد بر او آفتاب
هوش مصنوعی: چهره او به مانند صبحی زیباست که پر از درخشش و زندگی است، مانند جامی که نور خورشید بر آن میتابد و باعث افزایش زیباییاش میشود.
جهان یابد از لطف قهرش قوام
چو گرمابه از آب و آتش نظام
هوش مصنوعی: جهان به لطف و مهربانی او استوار میشود، مانند اینکه گرمابه به وسیله آب و آتش سامان میگیرد.
زخلقش چو گلخن شود بهره یاب
بگیرند چون گل زاخگر گلاب
هوش مصنوعی: وقتی از وجود او به خوشبوئی و لطافت برسند، دیگران مانند گلی که از چشمهی گلاب بهرهمند میشود، از او استفاده میکنند.
در نفع لطفش بهر جا گشود
زآتش توان جامه گلگون نمود
هوش مصنوعی: به خاطر لطفی که دارد، در هر جا گشایش ایجاد میکند و از آتش مشکلات، جامهای زیبا و دلنشین میسازد.
وزد باد قهرش چو بر روزگار
ز حمام بر رو نشیند غبار
هوش مصنوعی: زمانی که باد خشمگین بر روزگار بوزد، غبار از حمام بر چهره نشیند.