برگردان به زبان ساده
دختر رز از کنار میکشان یکسو گرفت
پردهای کز کار ما برداشت خود هر رو گرفت
هوش مصنوعی: دختر گل به آرامی پردهای را کناره میزند و میبیند که ما چه میکنیم، و از این کار ما تاثیر میپذیرد و به سمت دیگری میرود.
بزم عشرت روشنائی از کجا پیدا کند؟
کآتش می رفت و جانش دود تنباکو گرفت
هوش مصنوعی: محفل شادی از کجا روشنی میگیرد؟ وقتی که آتش خاموش شده و جانش تنها بوی دود سیگار را حس میکند.
سیر گلشن کردی و گل غنچه شد بار دگر
بسکه از شرم جمالت دست پیش رو گرفت
هوش مصنوعی: تو با زیباییات به گلشن جان تازهای دادی و گل کهنه به خجالت از جمال تو، دوباره به جوانه درآمد.
در بهاران جا به دست گل نمی افتد به باغ
بیشتر از سبزه میباید کنار جو گرفت
هوش مصنوعی: در فصل بهار، نمیتوان به سادگی به دنبال گلهای زیبا رفت، زیرا در باغ بیشتر از گل، سبزه و علف وجود دارد که باید در کنار آب جمع شود.
هندوان را هیچ جا دلکشتر از بتخانه نیست
خال، جا در گوشهٔ چشم تو خوش نیکو گرفت
هوش مصنوعی: هندوان هیچ مکانی را به اندازهٔ بتخانه زیبا نمیبینند، زیرا خال زیبای تو در گوشهٔ چشمت به طرز دلنشینی جا گرفته است.
او که از زلف سیاه خویشتن رم میکند
با سیهروزی چو من هرگز نخواهد خو گرفت
هوش مصنوعی: کسی که همیشه از شوق و زیبایی زلف سیاه خود فرار میکند، هرگز نمیتواند با آدمی مانند من که روزگارش تلخ و سیاه است، سازگار شود.
خسته بسیار است در دارالشفای عشق، لیک
آن شفا باید که کار درد از دارو گرفت
هوش مصنوعی: در اینجا به معانی عشق و شفای آن اشاره میشود. میتوان گفت که در دنیای عشق درد و رنج زیادی وجود دارد، اما شفای واقعی باید به گونهای باشد که مشکل را از ریشه حل کند، نه فقط با داروهای موقتی.
بسکه کردم گریه رام من شد آن وحشی، کلیم
طفل اشکم از دویدن عاقبت آهو گرفت
هوش مصنوعی: به خاطر آن همه گریهای که کردم، آن وحشی رام من شد. مثل کودکانهای که در حال دویدن است، در پایان، آهو به آرامش رسید.