برگردان به زبان ساده
جگر ز زخم تو معمور و دل ز غم شاد است
ز یمن جور تو اقلیم درد آباد است
هوش مصنوعی: زخمهای تو باعث شده که جگر من پر درد باشد و دل من از اندوه پر شده است، اما به وسیلهی بیعدالتی تو، سرزمین درد به جایی پر از غم و اندوه تبدیل شده است.
اجل ز هر غمم آسوده کرد و دانستم
که شمع را اگر آسایشی است از باد است
هوش مصنوعی: مرگ از تمام غمهایم مرا راحت کرد و فهمیدم که اگر شمعی در آرامش باشد، به خاطر باد است.
به آن رسیده که رامم شود، رمش ندهی
دمی بهخواب شو ای بخت وقت امداد است
هوش مصنوعی: به جایی رسیدهام که اگر لحظهای در آرامش باشم، میتوانم به شگفتیهایی دست پیدا کنم. بنابراین، ای سرنوشت، مگذار که از این فرصت غافل شوم و در این زمان به خواب بروم.
بهشت چون ز بنی آدم است دل خوشدار
که مانده از پدر این باغ و وقف اولاد است
هوش مصنوعی: بهشت به خاطر اینکه از نسل آدمیان است، دلخوش نباش؛ زیرا این باغ از پدر به جا مانده و برای نسلهای آینده وقف شده است.
ز شرم قد تو در باغ سرو پابرجای
چو بندگان بگریزد اگرچه آزاد است
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جاذبهی تو، درختان سرو در باغ به حالت ایستاده و استوار باقی میمانند، اما اگرچه آزاد هستند، از شرم و خجالت از قد و قامت تو از آنجا فرار میکنند.
هنوز تیشه سر از پیش برنمیدارد
ز بسکه منفعل از سعیهای فرهاد است
هوش مصنوعی: هنوز تیشه را از پیش نمیبرد به خاطر اینکه از تلاشهای فرهاد بسیار تحت تاثیر قرار گرفته است.
کسیکه زلف به پایش فتاده میبیند
گمان برد که ز شمشاد سایه افتاد است
هوش مصنوعی: کسی که زلفش به پایش افتاده، خیال میکند که سایهی درخت شمشاد بر او افتاده است.
هلاک همت مرغ شکستهبال دلم
که از شکاف قفس در کمین صیاد است
هوش مصنوعی: دلم در تلاش است و امید دارد، ولی مانند پرندهای شکستهبال در قفس به دام صیاد دچار خواهد شد. احساس میکنم که این وضعیت به هلاکت من منجر میشود.
چه حاجت است به قاصد که نامههای کلیم
به دست آه روان همچو کاغذ باد است
هوش مصنوعی: نیازی به فرستاده نیست، زیرا نامههای پیامبر خدا (کلیم) بهراحتی مانند کاغذی که بهدنبال باد میرود، به دست میرسند.