برگردان به زبان ساده
گرم خون کردم به مژگان آه آتشناک را
شستهام از آتش خود کینهٔ خاشاک را
هوش مصنوعی: من با اشکهای داغم آتش سوزان را خاموش کردهام و کینههای بیارزش را از دل خود به دور انداختهام.
حرز مینا هست از بدگردیِ گردون چه باک
در بغل داریم سنگ شیشهٔ افلاک را
هوش مصنوعی: در برابر مشکلات و ناملایمات زندگی، نگران نیستیم چرا که در دلمان چیز ارزشمندی داریم که ما را محافظت میکند.
آسمان کودنپرست و ما همه فطرتبلند
چون توان خسپوش کردن شعلهٔ ادراک را؟
هوش مصنوعی: آسمان سادهلوح است و ما همه دارای روح بلند و نجیب. آیا میتوانیم شعلههای فهم و دانش را در وجود خود بپوشانیم و پنهان کنیم؟
تا رواج شانه را آیینه در زلف تو دید
میکند در رنگ پنهان سینهٔ بیچاک را
هوش مصنوعی: وقتی شانه در زلف تو خود را میبیند، رنگ پنهان سینهٔ بیچاک را به نمایش میگذارد.
در ره سرکش سواری دست و پایی میزنیم
کز حرم آورده صید لایق فتراک را
هوش مصنوعی: در مسیر سخت و پرچالش، هر تلاش و تلاشی میکنیم تا از حرمِ دلبران، زیباییهای مناسب و باارزشی را به دست آوریم.
در گلستانی که زلف سنبلش آشفته نیست
پیچ و تاب خاطرم پیچیده دست تاک را
هوش مصنوعی: در باغی که گلهایش مرتب و دلنشین هستند، یاد و خاطر من درگیر و پیچیده شده است، همانطور که دست تاک دور ساقههایش میپیچد.
انتخابی کردهام از گرم و سرد روزگار
اشک گرم خویش و آب چشمهٔ درناک را
هوش مصنوعی: من در میان تجربیات خوب و بد زندگیام، احساسی عمیق و غمگین را انتخاب کردهام که همان اشکهای گرم خودم و آب چشمهای از دردی است که همیشه با من است.
اشک و آه من به این عالم کلیم آوردهاند
آتش بیدود را، سیلاب بیخاشاک را
هوش مصنوعی: گریه و نالههای من در این دنیا، شعلهای از آتش خالص به همراه داشته است، مانند سیلابی که بدون زباله و آشغال جریان دارد.