برگردان به زبان ساده
رفتن ز درت کار من دل نگران نیست
گر کشته شوم خونم از آن کوی روان نیست
هوش مصنوعی: هرگز نگران نیستم که از در تو بروم، حتی اگر جانم را از دست بدهم، خونم از آن کوی نمیریزد.
با تیر بلا چون هدفم، رویگشاده
گر کوه شود درد غم عشق گران نیست
هوش مصنوعی: اگر به مقصد تیر بلا قرار گرفتهام و در برابر آن با رویی باز ایستادهام، حتی اگر درد عشق همچون کوه سنگین باشد، برای من اهمیتی ندارد.
حال من بیبرگ نوا را چه شناسد
آن سرو که آگاه ز تاراج خزان نیست
هوش مصنوعی: حال من را هیچ کس نمیداند، بهویژه آن درخت سرسبز که از خشکسالی و افت فصل پاییز بیخبر است.
رسوائی ما را ز کفن پرده مپوشید
گر شمع بفانوس رود، باز نهان نیست
هوش مصنوعی: رسوایی ما را نمیتوان پنهان کرد، حتی اگر پردهای بر سر بکشیم. اگر شمعی به فانوس برسد، باز هم نمیتوان آن را پنهان کرد.
شمشیر تو خوب است که بیخواست برآید
فیضی نرساند به دل آبی که روان نیست
هوش مصنوعی: شمشیر تو خوب است، اما اگر بیدلیل و بدون هدف کشیده شود، فایدهای به دلهای بیزنده و بیروح نمیرساند.
طالع مددی گر نکند کی به کف آیی
بی یاری کس تیر در آغوش کمان نیست
هوش مصنوعی: اگر تقدیر و نصیب تو کمک نکند، چگونه میتوانی به دست آوردی بدون یاری دیگران؟ تیرو کمان هم بدون حمایت و همسفر نیست.
کس واقف حیرانی ما نیست درین بزم
کانجا که تویی دیده به غیری نگران نیست
هوش مصنوعی: هیچکس از حال حیرانی و سرگشتگی ما در این محفل آگاه نیست، زیرا آنجا که تو هستی، چشمها به هیچکس دیگری خیره نیستند.
در دامن الوند دگر غنچه شود گل
زنهار مگوئید کلیم از همدان نیست
هوش مصنوعی: در دامنه کوه الوند، دیگری غنچهای باز میشود. اما به هیچ عنوان نگذارید کسی بگوید که کلیم از همدان نیست.