برگردان به زبان ساده
صبح نگرددت سفید پیش بناگوش تو
کز سر طاقت گذشت آب در گوش تو
هوش مصنوعی: صبحی فرامیرسد که چهرهات به سفیدی میگراید، اما این سفیدی از آن بابت است که دیگر از طاقت و توان تو فراتر رفته و آبی که در گوش توست، در این وضعیت به گوشات میرسد.
گرچه زتمکین حسن، کم سخن افتاده ای
بوسه فغان می کند در لب خاموش تو
هوش مصنوعی: هرچند تو با زیباییات کمحرفی کردهای، اما بوسه در لبهای خاموشت فریاد میزند.
بسکه ز رشک کمر تاب خورد طره ات
چون بمیانت رسد بگذرد از دوش تو
هوش مصنوعی: چون کمر زیبایت به خاطر حسادت تاب میخورد، وقتی که موهایت به سمت تو میآید، از روی شانهات رد میشود.
ایمنی از خلق برد آن مژه جنگجو
باشد ازو در هراس زلف زره پوش تو
هوش مصنوعی: امنیت و آسایش مردم از آن مژهی جنگجوست؛ زیرا زلفهای تو همچون زرهیی بر او تأثیر میگذارد و او را میترساند.
خنده بدریا زند اشک ز دامان من
ناز بسنبل کند زلف در آغوش تو
هوش مصنوعی: خندهای بر لب دارم اما اشکهایم از چشمانم میریزد، ناز و لطافت تو باعث شده که موهایت در آغوشم بیفتد.
کینه من پس چرا هیچ ز یادت نرفت
گشته اگر نامم از ننگ فراموش تو
هوش مصنوعی: کینه من از تو همچنان باقی است، پس چرا فراموش کردهای که اسم من هم ممکن است در خاطر تو نمانده باشد؟ اگر نامم به خاطر ننگ فراموش شده، چرا احساس من از یاد تو رخت بر بسته؟
موعظه ها را کلیم باشد اگر این اثر
پنبه غفلت دری است در صدف گوش تو
هوش مصنوعی: اگر تو هنوز در دنیای غفلت هستی، موعظهها هیچ تأثیری بر تو نخواهند داشت. مانند در دری که بر روی گوش تو بسته شده و تو را از شنیدن واقعیتها باز میدارد.