برگردان به زبان ساده
نه بیدردیست گر چاک گریبان را رفو کردم
حصاری شد مرا تا سر به جَیب خود فرو کردم
هوش مصنوعی: گرچه در ظاهر به نظر میرسد که کاری ناعادلانه انجام دادهام، اما این عمل برای من مثل یک محافظت شد. این کار باعث شد که به دنیای درون خودم پناه ببرم و از نگاه دیگران دور شوم.
به بند دهر چون تیغم، ولی از جوهر ذاتی
گشایش در قدم دارم، به هر جانب که رو کردم
هوش مصنوعی: در بندهای زمان که مانند شمشیر تیز است، ولی به خاطر ذات اصلیم، در آغاز کار همیشه امکان و گشایش دارم و در هر سمتی که حرکت کنم، این گشایش با من است.
ز اهل عقل جز نا در برابر بس که نشنیدم
شدم دیوانه و با خویش آخر گفت و گو کردم
هوش مصنوعی: از مردان خرد جز در مقابل بسیار، چیزهایی شنیدم که دیوانه شدم و در نهایت با خودم به گفتگو نشستم.
ز شیر دختر رز تا بریدم طفل عادت را
به حکم دایهی مشرب به خون توبه خو کردم
هوش مصنوعی: از شیر دختر رز تا زمانی که کودک عادت را جدا کردم، به دستور پرستار، به نوشیدن خون توبه عادت کردم.
چرا از خضر نالم ره به مقصد گر نمییابم
که من با دیدهی پوشیده دایم جست و جو کردم
هوش مصنوعی: چرا از خضر شکایت میکنم که در راه رسیدن به هدفم، اگر نمیتوانم آن را ببینم. من همیشه با چشمی بسته در جستجوی آن بودهام.
ز آسیب شکستن پیر جام او را نگه دارد
که باز از زهد و تقوا توبه از دست سبو کردم
هوش مصنوعی: به خاطر آسیبهایی که از شکستن پیاله به من رسید، حالا باید مراقب باشم. من از زهد و تقوایی که داشتم، به خاطر عشق و اشتیاقم به شراب دست کشیدم.
ندارد قبلهی اسلام، پا برجاتری از من
تمام عمر چون چشمت به یک محراب رو کردم
هوش مصنوعی: هیچ چیز در اسلام به اندازهی من پابرجا نیست، زیرا تمام عمرم را مثل لحظهای که به یک محراب نگاه کردم، صرف کردهام.
کلیم از پرتو روشندلی شرمنده کم گشتم
دل و آیینه را هرگاه با هم روبهرو کردم
هوش مصنوعی: از شرم و حیا، وقتی که با دل روشنی روبهرو شدم، کمتر احساس خجالت کردم و هر بار که دل و آینه را با هم دیدم، احساس عجیبی داشتم.