برگردان به زبان ساده
بوی کین هرگز کسی نشنیده از آب و گلم
گر به خس آتش فتد از مهر میسوزد دلم
هوش مصنوعی: بوی کینه هرگز از آب و گل کسی حس نکرده است، اما اگر علفها به آتش بیفتند، دلم از عشق میسوزد.
چون قلم دارم سر تسلیم را در زیر تیغ
هرکسم سر میزند گویی که خط باطلم
هوش مصنوعی: وقتی که قلم در دست دارم، به راحتی تسلیم هر کسی میشوم. احساس میکنم هر کسی که به من نزدیک میشود، مثل این است که کلمات نادرست و بیمعنایی از من جاری میشود.
نشئه آگاهیم، لیکن درین نخجیرگاه
بر سر تیر همه مانند صید غافلم
هوش مصنوعی: ما آگاهیم که در حال مستی به سر میبریم، اما در این شکارگاه، همه مانند شکارچیانی غافل هستیم.
از در و دیوار میگیرم سراغ مرگ را
رهنورد ماندهام در آرزوی منزلم
هوش مصنوعی: به دنبال مرگ هستم و از همه جا نشانههایی از آن را جستجو میکنم. احساس میکنم در راهی ماندهام و بیش از هر چیزی آرزوی خانه و آرامش را در سر دارم.
شمع را مانم که از سیر و سلوکم ناامید
هرکجا هستم زاشک خویشتن اندر گلم
هوش مصنوعی: من شبیه شمعی هستم که از سفر و تلاش خود ناامید شدهام و هرجا که هستم، اشکهای خودم را در دل گل خود میریزم.
لالهوارم دل ز غم صد چاک شد در بیکسی
هیچکس ننهاد غیر از داغ دستی بر دلم
هوش مصنوعی: دل من مانند لالهایست که از غمهای بسیار پارهپاره شده است. در تنهایی خود، هیچ کس جز دردِ فقدان کسی، بر دلم دستی نگذاشته است.
آرزوی یک دل از من در جهان حاصل نشد
مایه نومیدیم، گویی جواب سائلم
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچگاه نتوانستم به آرزوی دلم دست پیدا کنم. این موضوع باعث شده است که ناامید شوم، انگار که کسی به سوال من پاسخ نمیدهد.
بیثمر نخلم، مرا باری به غیر سایه نیست
سایه خود با خاک یکسانست بنگر حاصلم
هوش مصنوعی: درخت من ثمری ندارد و کسی جز سایهاش به من کمک نمیکند. سایه خودم هم به زمین میافتد و با خاک یکی میشود، پس نتیجهام را خوب نگاه کن.
تا قیامت خار غم در جان نمیماند کلیم
گر ز دل بیرون نمیآید، برآید از گلم
هوش مصنوعی: تا ابد غم و درد در دل نمیماند، کلیم اگر از دلش بیرون نمیرود، بالاخره از گلی که دارد بیرون خواهد آمد.