برگردان به زبان ساده
بروی مرهم مرهم نهیم بر دل ریش
که زخم بر سر زخمست و نیش بر سر نیش
هوش مصنوعی: بر دل زخمیام پانسی میزنیم، چرا که زخمها بر یکدیگر انباشته شده و دردها یکی پس از دیگری بر من هجوم آوردهاند.
اگر ببادیه چون بیکسان هلاک شویم
زگردباد به بندیم نخل ماتم خویش
هوش مصنوعی: اگر در بیابان به یکسان در اثر طوفان هلاک شویم، پس نخل عزای خود را محکم میبندیم.
پر است خاطر آن بیوفا ز کینه ما
بغایتی که نگردد ز حرف دشمن بیش
هوش مصنوعی: دل آن بیوفا از کینه ما پر شده است، اما به قدری که به حرفهای دشمن توجهی نمیکند.
بخون فشانی چشم بهانه جوست چنان
که خون زدیده جهد بر رگم زپیکر نیش
هوش مصنوعی: چشمان من به دنبال دلایلی برای گریه هستند، به اندازهای که احساساتم مانند خون در رگهایم جاری میشوند و به شدت در برابر این درد و رنج تلاش میکنند.
دلم ز ناز و نعیم جهان ندارد رنگ
چه جای نقش و نگارست خانه درویش
هوش مصنوعی: دل من از لذتهای دنیوی خالی و بیرنگ شده است، چه جای طراحی و زیبایی برای زندگی یک درویش وجود دارد.
کلیم بهر خط زخم دلبران تن را
زدیم مسطری از استخوان پهلوی خویش
هوش مصنوعی: با دلی پر از درد، سعی کردیم زخمهایی که از محبت و عشق بر تنمان نشسته را با قلمی از استخوان خود بنویسیم.