برگردان به زبان ساده
نگویمت که دل از حاصل جهان بردار
بهر چه دسترست نیست دل از آن بردار
هوش مصنوعی: نگو که از تمام چیزهایی که در دنیا به دست میآوری، دل و احساس خود را دور کن. زیرا اگر چیزی در دسترس نیست، نیازی به دل کندن از آن نیست.
اگر نسیم ریاض وطن هوس داری
بناله دامن خرگاه آسمان بردار
هوش مصنوعی: اگر دلت میخواهد به گلزار وطن برسی، باید از آغوش آسمان فاصله بگیری و به یاد آن روزهای خوب، با حسرت و ناله دامن خود را جمع کنی.
بعندلیب شنیدم که باغبان می گفت
ز گلبنی که بود سرکش آشیان بردار
هوش مصنوعی: شنیدم که باغبان میگفت، از باغ زیبایی که پر از گل بود، آشیانهاش را بردارید، زیرا که پرندهای سرکش در آن جا پیدا شده است.
براه عشق که زاری و عجز می طلبند
ز ساز و برگ سفر چون جرس فغان بردار
هوش مصنوعی: در مسیر عشق، انسانها نیاز به زاری و عجز دارند، پس بهدنبال آمادهسازی سفر خود باشید و همچون زنگولهای که صدا میزند، فریاد بزنید.
پیاله گر بکف آید به پند گو منکر
چو گل بود نظر از روی باغبان بردار
هوش مصنوعی: اگر جامدار با پیالهای در دست بیاید و به تو پند بدهد، در حالی که انکار میکند، باید بدانی که مانند گلی است که توجهاش از روی باغبان برداشته شده است.
اگرچه صرفه پسندیده نیست از مستان
چو شیشه جلوه کند شمع از میان بردار
هوش مصنوعی: اگرچه صرفهجویی از مستان خوشایند نیست، وقتی شمع از میان شیشه جلوهگر میشود، آن را کنار بگذار.
براه کعبه اگر می روم گوید عقل
که از برای رگ نفس استخوان بردار
هوش مصنوعی: اگر به سوی کعبه میروم، عقل به من میگوید که برای نفس خود از راه خود دور نشوم و به حقیقت نزدیکتر شوم.
زمانه هر چه دهد در بهای عمر مگیر
ز بد معامله گلخن بگلستان بردار
هوش مصنوعی: هر چه زمانه به تو میدهد، به قیمت عمرت نخر. از بدیها پرهیز کن و به نور و زیبایی زندگی توجه کن.
وطن تمام خس وخار بیکس است کلیم
برو سواد وطن را از آشیان بردار
هوش مصنوعی: وطن پر از سختی و بیپناهی است، کلیم، برو و سختیهای وطن را از ریشهاش بزدای.