برگردان به زبان ساده
با هر که بد شوی فکنی از نظر مرا
منظور بودنی است بس است اینقدر مرا
هوش مصنوعی: هر وقت با کسی بد رفتار کنی، من دیگر تو را نمیبینم و برای من پر اهمیت است که این اوضاع کافی است.
بوی گل است موی دماغ ضعیف من
ناصح مده ز صندل خود دردسر مرا
هوش مصنوعی: بوی گل را دوست دارم و این عطر برای من خوشایند است، اما ای دلسوز، لطفاً در این باره دردسر برایم درست نکن.
اشکی ز دیدهای نچکاند حدیث من
شمعم که هست دود و دمی بیاثر مرا
هوش مصنوعی: از چشمانم هیچ اشکی نمیریزد تا داستان من را بگوید. من مانند شمعی هستم که در حال سوختن است، اما دود و نفس من بیفایده و بیاثر است.
هر وقت هست قیمت من نقد میشود
گر میتوان به هیچ ز دوران بخر مرا
هوش مصنوعی: هر زمانی که ارزش من معلوم میشود، میتوانی مرا به صورت نقدی بخر. اگر میتوانی، هرگز از گذر زمان چیزی به دست نیاور.
چون داغ گر به قدرشناسی شوم دچار
مشکل ز دست اگر بگذارد دگر مرا
هوش مصنوعی: اگر درد و رنجی که به من میرسد، من را ناتوان کند و نتوانم از آن عبور کنم، دیگر هیچ چیز نجاتدهندهای برای من نخواهد بود.
طالع نگر که سبز شود هم ز اشک من
خاری که دهر میشکند در جگر مرا
هوش مصنوعی: به امید روزی باش که با اشکهای من، درخت سبزی به بار بیاید و خاری که زمانه در دل من میکارد، به زخم من تبدیل شود.
چون شیشهٔ شکسته به میخانهٔ وجود
لب از شراب کام نگردید تر مرا
هوش مصنوعی: من همچون شیشهٔ شکستهام که در میخانهٔ وجود خود، هرگز لب به شراب نمیزنم و از آن بهرهمند نمیشوم.
سرمایهای جز آبله و خار پای نیست
قسمت کنند راهزن و راهبر مرا
هوش مصنوعی: در اینجا گفته میشود که هیچ چیزی جز درد و رنج برای من باقی نمانده و کسانی که در زندگیام تاثیر دارند، فقط در حال تقسیم کردن این زحمتها و مشکلات هستند.
تنها نیم کلیم چو پروانه تیره روز
چون شمع بهره نیست ز شام و سحر مرا
هوش مصنوعی: من تنها مانند پروانهای هستم که در تاریکی روز با این حال که شمع هستم، از شب و صبح بهرهای نمیبرم.