برگردان به زبان ساده
نه درین گلشن گلی از آشنائی بو دهد
نه نسیمی غنچه گلهای ما را رو دهد
هوش مصنوعی: در این بوستان نه از محبت و دوستی بویی حس میشود و نه نسیمی وجود دارد که غنچههای دل ما را باز کند.
بیم آن باشد که شادی مرگ کردم چون حباب
گر درین آب و هوایم خنده گاهی رو دهد
هوش مصنوعی: نگرانی این است که شاید با خوشحالی از دنیا بروم، مانند حبابی که در آب وجود دارد. زیرا ممکن است در این فضای پرخطر همیشه روزهایی باشد که لبخند بر لبانم بیافتد.
چرخ دیگرگون نخواهد شد بدلتنگی ساز
پستی این سقف سر را تکیه بر زانو دهد
هوش مصنوعی: چرخ زندگی به شکل دیگری نخواهد چرخید و ناامیدی موجب میشود که سر به زانو گذاشته شود.
در پناه عارضت خط ملک خوبی را گرفت
دشمن خود را چرا کس اینقدر پهلو دهد
هوش مصنوعی: در سایه زیباییهای چهرهات، دیگری به سراغ خوبیها رفته است؛ اما چرا هیچکس به این اندازه به خود زحمت میدهد و نزدیک میشود؟
ناله ای بشنو زبلبل چون بگلشن آمدی
اینقدر بنشین که گل زخمی ز زلفت بو دهد
هوش مصنوعی: وقتی به گلستان آمدی، صدای نالهای از بلبل بشنو. اینقدر در آنجا بمان که بوی زخم گل به خاطر زلف تو در فضا بپیچد.
گردش چشمت چو پیماید بهر کس دور خویش
سرمه را بتوان بخورد هر نصیحت گو دهد
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه تو به دور و بر میچرخد و بر کسی میافتد، دیگران میتوانند از زیبایی و جذابیت تو بهرهمند شوند، حتی اگر نصیحتی هم از آنها بشنوی.
در علاج درد دل ساقی طبیبت بس کلیم
بوسه فرماید غذا، وز باده ات دارو دهد
هوش مصنوعی: در کار درمان درد دل، ساقی به تو دلسوزی میکند و با بوسهای، به تو آرامش میدهد. همچنین از شرابش به تو دارو میدهد.