برگردان به زبان ساده
کی آن صیاد بیپروا پی نخجیر میگردد
که دایم در رهش صد صید از جان سیر میگردد
هوش مصنوعی: کیست آن شکارچی جسور که برای شکار به دنبال نرخی میگردد، در حالی که همیشه در مسیرش صد شکار را میبیند که جانشان سیر به نظر میرسد؟
صبوری چون ز حد بگذشت کاری رو نمیآرد
که دارو کهنه چون گردید بیتأثیر میگردد
هوش مصنوعی: وقتی صبر از حد بگذرد، دیگر هیچ کاری انجام نمیدهد؛ مانند دارویی که وقتی کهنه میشود، اثرش از بین میرود.
خط سبزت عنان اختیار از دست و دل برده
بهارست و دگر دیوانه بیزنجیر میگردد
هوش مصنوعی: رنگ سبز تو کنترل دل و عقل را از من گرفته و بهار فرارسیده است، بنابراین حالا دیگر بیقید و بند و آزاد میگردم.
سراپای وجودم باده شد از حرص میخواری
ولی همچون حبابم چشم و دل کی سیر میگردد
هوش مصنوعی: تمام وجودم از شوق و حرص نوشیدن شراب پر شده است، اما مانند حبابی هستم که هرگز چشمانم سیر نمیشود و دل نمیخواهد از یاد نوشیدنیها غافل شود.
شراب کهنه مینوشم ببزم او چو بنشینم
به من تا نوبت آید دختر رز پیر میگردد
هوش مصنوعی: من شراب کهنه مینوشم و وقتی کنار دختر زیبا مینشینم، او نیز به مرور زمان جوانیاش را از دست میدهد و پیر میشود.
کلیم آن گردش چشم و نگاه دمیدم کم شد
چو ساقی سرگران افتاد ساغر دیر میگردد
هوش مصنوعی: وقتی به چشمان کسی نگاه میکنم، حس میکنم که در آنجا دنیا به من معنا میدهد. اما زمان آرام میگذرد و من در انتظار یک جرعه نوشیدنی هستم که انگار به طول انجامیده و دیر میرسد.