برگردان به زبان ساده
خیال چشم تو در خاطرم گذر نکند
که از دل آنمژه شوخ سر بدر نکند
هوش مصنوعی: تصور چشمان تو هرگز از ذهنم نمیگذرد، زیرا آن مژههای بازیگوش هنگام گذشتن از دل من، نمیتوانند دور شوند.
شکسته پای تراز من شدست کینه من
که هرگز از دل بیرحم تو سفر نکند
هوش مصنوعی: پای تراز من به خاطر کینهام شکسته است، زیرا این کینه هرگز از دل بیرحم تو دور نخواهد شد.
اگر زبان قلم را هزار جا ببرم
بشکوه ات چو رسد قصه مختصر نکند
هوش مصنوعی: اگر بخواهم به هزار شکل و جا از زیباییها و ویژگیهای تو بگویم، وقتی که به سراغ داستانی مختصر بروم، نمیتوانم به خوبی از شکوه و عظمت تو حرف بزنم.
هوای کوی تو دارند جان و دل اما
که پیش می رود ار گریه راه سر نکند
هوش مصنوعی: جان و دل آنها کاملاً مشتاق و آماده دیدار تو هستند، اما با این حال، اگر بگریند و اشک بریزند، نمیتوانند راهی برای رسیدن به تو پیدا کنند.
بپا نمی رودم خاری از ره عشقت
که همچو رشته گوهر ز سر گذر نکند
هوش مصنوعی: من از عشق تو هیچگاه از مسیر خود خارج نمیشوم، زیرا تو همچون رشتهای از جواهر هستی که هیچ چیز نمیتواند تو را از راهت منحرف کند.
نمی رسد بمیان طره دلاویزت
که تا زپیچ و خمی کسر از آن کمر نکند
هوش مصنوعی: موهای زیبا و دلربایت به خوبی قابل مشاهده نیستند، چرا که پیچ و خم آن به قدری زیاد است که هیچ چیزی از زیبایی آن کم نمیکند.
لب کلیم سخن سنج نیست گاه خمار
ز هم جدا نشود تا زباده تر نکند
هوش مصنوعی: لب سخنگوی کلیم (موسی) آنقدر دقیق و سنجیده نیست که گاه از حالت نشئگی و مستی جدا نشود تا به او اجازه دهد بیشتر از باده بگوید.