برگردان به زبان ساده
گرم آسوده دوران می گذارد
کی آن زلف پریشان می گذارد
هوش مصنوعی: در این دنیا، وقتی که همه چیز آرام و راحت پیش میرود، کی به حال آن زلفهای درهم ریخته خواهد رسید؟
بخون ما چنان تشنه است تیرت
که پا در آب پیکان می گذارد
هوش مصنوعی: به قدری آرزوی وصال و دیدار تو در دل من شدید است که مانند تیر، حتی پا را در آب میگذارد تا به تو نزدیکتر شود.
گذارد زاد راهی رهزن عشق
اگر سر برد سامان می گذارد
هوش مصنوعی: اگر کسی در مسیر عشق دچار مشکل و دردسر شود، باز هم عشق او را به آرامش و سامان میرساند.
هزار آسیب دیگر در کمین است
که کشتی را بطوفان می گذارد
هوش مصنوعی: مشکلات و خطرات زیادی در انتظار هستند که ممکن است باعث خراب شدن کشتی شوند و آن را در طوفان غرق کنند.
سفید از گریه چشمم گشت تا کی
دل این کاغذ بباران می گذارد
هوش مصنوعی: چشمم از شدت گریه آنقدر سفید شده که نمیدانم تا کی دل این کاغذ هنوز باران اشکهایم را تحمل میکند.
جنون یکباره عریانم نسازد
بپا خار مغیلان می گذارد
هوش مصنوعی: دیوانگی ناگهانی من را عریان نمیکند، بل که بر روی خارهای مغیلان میگذارد.
ز شوق گوشه چشم تو سرمه
بهشتی چون صفاهان می گذارد
هوش مصنوعی: به خاطر عشق و شوق نگاه تو، سرمهای بهشتی مانند آنچه در اصفهان مییابیم، مینشیند.
کلیم آسایش عیش وطن را
برای اهل کاشان می گذارد
هوش مصنوعی: کلیم از خوشیهای زندگی در کشورش برای مردم کاشان میگذرد و آن را فدای آنها میکند.