برگردان به زبان ساده
من نه آن صیدم که آزادی هوس باشد مرا
از قفس گویم، نفس تا در قفس باشد مرا
مقصود شاعراز "صید" عاشق اسیر در عشق الهی است.من ان اسیری نیستم که رهایی از دایره عشق حق را طلب کنم.دربیت دومقفس اول مقصود عشق الهی و قفس دوم منظور قفسه سینه است است.یعنی تا نفس در سینه دارم از این قفس ( عشق الهی) میگویماشاره به آیه کریمه : و بنعمت ربک فحدث
از پی راه فنا سامان ندارم، ورنه من
خویش را میسوزم ار یک مشت خس باشد مرا
هوش مصنوعی: من برای پیروی از مسیری که به نابودی میانجامد، برنامهای ندارم. ولی اگر یک دست خاک هم باشد، خودم را برای آن میسوزانم.
بر سراپای دلاویزت نمیپیچم چو زلف
قانعم زان هر دو لب یک بوسه بس باشد مرا
هوش مصنوعی: من به زیبایی و جذابیت تو نمیافزایم و با تماشای جذابیتت به سراغ چهرهات نمیروم، زیرا لبان تو را با یک بوسه قانع میشوم و برایم کافی است.
بس که محنت بر سر محنت نصیبم میشود
بیم دام راه در کنج قفس باشد مرا
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه درد و رنج زیادی به سراغم میآید، نگرانم که نتوانم از این وضعیت خلاص شوم و در همین قفس گرفتار بمانم.
گر سرم را هست سامانی همه سودای توست
نقد داغ است ار به چیزی دسترس باشد مرا
هوش مصنوعی: اگر زندگیام سامان دارد، همهاش به خاطر عشق توست. و اگر به چیزی برسید، آن فقط حسرتی داغ برای من خواهد بود.
ترک سر کردم که از مردم نبینم دردسر
از نفس بیزارم ار یک همنفس باشد مرا
هوش مصنوعی: ز خود جدا شدم تا از مشکلات و دردسرهای مردم در امان باشم. از نفس خودم متنفرم، حتی اگر یک همنفس باشد.