برگردان به زبان ساده
عاشق از حیرت درین وادی به جایی میرسد
تا نگردد راه گم کی رهنمایی میرسد
هوش مصنوعی: عاشق در این مسیر پر از شگفتی به نقطهای میرسد که دیگر راهش را گم نمیکند، چرا که راهنمایی برایش پیدا میشود.
خون خود بر گلرخان شهر قسمت میکنم
هرکه میآید به دست او حنایی میرسد
هوش مصنوعی: هر کسی که به این شهر میآید، به نحوی با زیباییهای آن مرتبط میشود و من خودم را فدای این زیباییها میکنم.
رشک بر سنگ فلاخن برده سرگردانیم
کو پس از سرگشتگی آخر به جایی میرسد
هوش مصنوعی: دچار حسادت و هراس از خطرهایی هستیم که در زندگی با آنها روبهرو میشویم، اما بعد از تجربههای سخت و سردرگمی، به مقصد نهایی و مطلوب خود خواهیم رسید.
گرچه سیلم برنمیدارد ز راه انتظار
میروم از جا اگر آواز پایی میرسد
هوش مصنوعی: هرچند باران باریدن را متوقف نمیکند، اما من در حال انتظار هستم و هرگاه صدای پای کسی به گوشم برسد، از جا خواهم برخاست.
با رخت افسانه گلشن ز بس کوتاه شد
نه ز گل بویی نه از بلبل نوایی میرسد
هوش مصنوعی: به خاطر کوتاه بودن سفر بهشت و رویای زیبایی آن، نه بوی گلی به مشام میرسد و نه صدای بلبلان از آنجا به گوش میرسد.
وعده وصلت به دل گر میدهم بر من مخند
هرکه بیند خسته را گوید شفایی میرسد
هوش مصنوعی: اگر به دل کسی وعده وصل تو را بدهم، بر من مسخره نکن. هر کسی که فرد خستهای را ببیند، میگوید که درمانی خواهد رسید.
در سر کوی تغافل نیستم بیکس کلیم
گر به فریادم نگاه آشنایی میرسد
هوش مصنوعی: من در کوی بیتوجهی تنها نیستم، کلیم. اگر کسی به فریاد من گوش دهد، ممکن است چهره آشنایی پیدا شود.