برگردان به زبان ساده
نه طُرّهات غم شبهای تار من دارد
نه چشم مست تو فکر خمار من دارد
هوش مصنوعی: نه موهای تو غمانگیز است که شبهای تار را برایم بیاد بیاورد و نه چشمان مست تو فکر و خیالات عشق و دوری را در من بیدار میکند.
ز گریه چشمم چون شد سپید دانستم
که صبحی از پی شبهای تار من دارد
هوش مصنوعی: وقتی چشمهایم از گریه سفید شد، متوجه شدم که صبحی به دنبال شبهای تاریک من آمده است.
ز ضبط گریه چو گل عاجز است پنداری
خبر ز گریهٔ بیاختیار من دارد
هوش مصنوعی: زمانی که گل از شدت اندوه و گریه به خود میپیچد، به نظر میرسد که او از بیاختیاری و غم من خبر دارد و میداند که چگونه درد و رنج عمیق من را احساس کند.
دو چشم کمنگهت کاشکی به من میداشت
سری که زلف تو با روزگار من دارد
هوش مصنوعی: ای کاش چشمان کمنگاه تو نگاهی به من میانداخت، نگاهی که گویای دردی باشد که زلف تو به زندگیام تحمیل کرده است.
ز داغ کهنه گل تازهام فسردهتر است
به روی کار چه آبی بهار من دارد
هوش مصنوعی: درد و رنج قدیمی هنوز باعث افسردگی من شده و به خاطر آن، بهار من حتی با وجود زیبایی و رنگها، حس خوبی ندارد.
به مرگ صلح کنم با زمانه تا نفسیست
جهان بر آینهٔ دل غبار من دارد
هوش مصنوعی: به خاطر آرامش و صلح با دنیا، با مرگ کنار میآیم، تا زمانی که هنوز زندگی جریان دارد، دل من پر از غبار و نشانههای این دنیا است.
عجب مدار که آتش به گورم اندازد
همان شرار که سنگ مزار من دارد
هوش مصنوعی: تعجب نکن که آتش به قبرم میافکنند، همان شعلهای که بر سنگ یادبود من وجود دارد.
درین بهار گل چاک آنچنان بالید
که یک گل است که جیب و کنار من دارد
هوش مصنوعی: در این بهار، گل چاک به طرز شگفتانگیزی رشد کرده است و انگار یک گل ویژه است که در جیب و کنار من قرار دارد.
گل شکایت نشکفته و شکفته کلیم
دل پر آبلهٔ داغدار من دارد
هوش مصنوعی: گل، با اینکه هنوز نشکفته، به خوبی میتواند از درد و رنج من بگوید و احساس تلخ دل زخمیام را نشان دهد.