برگردان به زبان ساده
چنان ز عکس رخ دوست دیده پرگل شد
که شاخ هر مژه آرامگاه بلبل شد
هوش مصنوعی: چنانکه زیبایی چهره دوست، چشمانم را پر از عشق و احساس کرده است که هر مژهام مانند محلی برای آواز بلبل شده است.
چه لازمست چنان مشق سرگرانی کرد
که یک نفس نتوان غافل از تغافل شد
هوش مصنوعی: نیازی به این نیست که به گونهای بازی کنیم که حتی یک لحظه هم نتوانیم از بیتوجهی فاصله بگیریم.
چو مار بر سر گنجش اگر بود مسکن
گداست مرد اگر عاری از توکل شد
هوش مصنوعی: اگر کسی مانند مار بر سر گنجی بماند، زندگی او بیارزش است؛ زیرا مردی که از توکل خالی باشد، حقیقتاً بیمحتواست.
که همچو تیر هوائی بخویش رفعت بست
که نه ترقی او مایه تنزل شد
هوش مصنوعی: آنگونه که یک تیر هوایی، به سمت بالا پرواز میکند و اوج میگیرد، پیشرفت او باعث کاهش و تنزل نمیشود.
گلی که بوی وفائی درین چمن ندهد
بقدر کم ز خس آشیان بلبل شد
هوش مصنوعی: گلی که در این باغ بوی وفا نداشته باشد، به اندازهای کمارزش است که به اندازه خس و خاشاک برای بلبل هم اهمیت ندارد.
غلط بود که کند صبر کارها بمراد
بمن که دشمن غالب شده از تحمل شد
هوش مصنوعی: انتظار کشیدن برای به نتیجه رسیدن کارها اشتباه بود. چون دشمن بر من چیره شده و باید از این وضعیت خسته شوم.
بلا به چاره گران تند و تلخ بیشتر است
که زور سیل همه صرف کندن پل شد
هوش مصنوعی: مشکلات و سختیها برای کسانی که به دنبال راهحل هستند، به شدت و شدت بیشتری وجود دارد، به طوری که قدرت و توان سیل تماماً به تخریب پل اختصاص مییابد.
کلیم توبه اگر می کنی بیا، وقتست
ز توبه توبه کن اکنون که موسم گل شد
هوش مصنوعی: اگر قصد توبه داری، بیایید، اکنون زمان مناسبی است برای توبه کردن، چون فصل گل و شکوفایی فرارسیده است.