برگردان به زبان ساده
دولت به ملک عشق به هر سر نمیرسد
سر تا بریده نیست به افسر نمیرسد
هوش مصنوعی: این شعر به مفهوم این میپردازد که دستیابی به خوشبختی و زیبایی عشق، تنها به داشتن مقام و قدرت نیست. برای رسیدن به مقام عشق، باید به عمق آن پی برد و این نیاز به فداکاری و از خودگذشتگی دارد؛ زیرا تنها با پیششرطهای سطحی نمیتوان به این مقام دست یافت.
جایی که عارضِ تو به دعوی طرف شود
میراث آینه به سکندر نمیرسد
هوش مصنوعی: در جایی که زیبایی چهرهات در دلها نفوذ میکند، هیچ چیزی جز ارثی از آینههای باستانی به تو نمیرسد.
ناامن گشته میکده از دست رهزنان
می از حجاب شیشه به ساغر نمیرسد
هوش مصنوعی: مهمانی و میخانه از دست دزدها ناامن شده است و شراب که در شیشه است، به جام نمیرسد.
هر جا که تشنهایست رسد گر به کام خویش
زین بحر قطره نیز به گوهر نمیرسد
هوش مصنوعی: هر جا که انسان به دنبال خواستههای خود است، اگرچه ممکن است هزاران تلاش کند، اما تنها قطرهای از آنچه میخواهد را به دست آورد و به هدفش نرسد.
پیدا نمیکند نمک شور رستخیز
تا گریهام به دامن محشر نمیرسد
هوش مصنوعی: نمک شور که اشاره به غم و اندوه دارد، در روز قیامت پیدا نمیشود، یعنی تا زمانی که من به شدت گریه نکنم و این گریه به دادگاه محشر نرسد، هیچ نشانهای از درد و رنج من نمایان نخواهد شد.
بر سر زن آن قدر که رسد کف به آبله
دستت اگر به ساغر دیگر نمیرسد
هوش مصنوعی: هرچقدر که بر سر زن فشار بیاوری و آسیب برسانی، اگر دستت بر آبله بیفتد، دیگر به هیچ چیز دیگری نمیرسی.
بیگانه پی به دقت معنی نمیبرد
جز آشنا به داد سخنور نمیرسد
هوش مصنوعی: کسی که با موضوع آشنا نیست، نمیتواند به خوبی معنای آن را درک کند و به همین دلیل، تنها فردی که با آن موضوع آشناست، میتواند به خوبی صحبت کند.
تا غنچهٔ دهان ترا نقش بستهاند
تنگی دل به عاشق بی زر نمیرسد
هوش مصنوعی: تا زمانی که عشق و محبت در دل تو جوانه نزده، هیچ چیزی نمیتواند به عاشقانی که در جستجوی عشق واقعی هستند، کمک کند.
چشم اثر کلیم ندارم ز آه خویش
آری ز نخل سوخته نوبر نمیرسد
هوش مصنوعی: من از غم و اندوه خود هیچ نشانهای در چشمهایم ندارم؛ بنابراین، از درخت سوخته، میوه تازهای نخواهد رسید.