برگردان به زبان ساده
بوقت گرسنگی نفس دون گدائی کرد
چو یافت یک لب نای دعوی خدائی کرد
هوش مصنوعی: زمانی که کسی به شدت گرسنه باشد، حتی نفسهایش از سر نیاز به خواهش و تمنّا میافتد. اما وقتی که به یک لقمه نان رسید، به خودستایی میپردازد و خود را در جایگاه خدایی قرار میدهد.
گره گشاد ز کارم که سخت تر بندد
جز این نبود فلک گر گره گشائی کرد
هوش مصنوعی: مشکل من به قدری شدید است که حتی اگر راهی برای گشایش آن باشد، باز هم نتیجهای جز این نخواهد بود. اگر سرنوشت هم بخواهد کمک کند، از این وضعیت دشوار کم نخواهد کرد.
شهید تیغ تو خون را حلال چون نکند
بمحشر از کفن سرخ خودنمائی کرد
هوش مصنوعی: شهید با شمشیرش خون را حلال میکند، چرا که در روز قیامت از کفن سرخی که بر تن دارد، خود را نشان میدهد.
نکرد همرهی تن بسیر باغ و بهار
بخار راه تو پائیکه آشنائی کرد
هوش مصنوعی: تنهایی در دل باغ و بهار، تو را آشنا کرده است، باید راه خود را پیدا کنی.
قدم براه تجرد چو آشنا گردد
زکفش آبله می بایدش جدائی کرد
هوش مصنوعی: وقتی کسی در مسیر روحانی و آزادگی قدم میگذارد و به حقیقت نزدیک میشود، دیگر نمیتواند به چیزهای دنیوی وابسته باشد و باید از خودخواستههای معمولی جدا شود.
کسیکه دل بغم روزگار کرد گرو
گرفت جام جم و کاسه گدائی کرد
هوش مصنوعی: کسی که دلش را به غم و اندوه روزگار فروخته است، به دنبال محتوای باارزشی مثل جام جم میگردد و در عین حال زندگیاش به حالت نیازمندی و گدایی درآمده است.
طمع نتیجه حرمان دهد اگرچه کسی
ز آفتاب تمنای روشنائی کرد
هوش مصنوعی: اگر کسی به دنبال روشنایی و خوشبختی باشد، ممکن است امیدش به ناامیدی و حسرت تبدیل شود.
چو قدردان هنر نیست خوار نتوان بود
ضرور شد که هنرمند خودستائی کرد
هوش مصنوعی: اگر کسی به هنر ارزش ندهد، نمیتوان آن را بیارزش دانست. بنابراین، لازم است که هنرمند برای ارزشآفرینی، خود را معرفی و ستایش کند.
برهنه پائی دیوانگیست، می باید
سلوک راه طلب در شکسته پائی کرد
هوش مصنوعی: مردی که پا برهنه میدود، در واقع دیوانه است. برای دستیابی به حقیقت و سیر و سلوک معنوی، باید با مشکلات و سختیها کنار آمد و بهگونهای دیگر حرکت کرد.
زیاده رغبت آن ماه شد بخونریزی
کلیم خون سبیل مرا بهائی کرد
هوش مصنوعی: آن ماه (عشق) به قدری به خونریزی و نزاع تمایل پیدا کرد که خون موهای من برایش بها و ارزشی پیدا کرد.