برگردان به زبان ساده
دلا بر چشم تر نه آستین را
چه میپوئی عبث روی زمین را؟
هوش مصنوعی: ای دل، چرا بیدلیل بر چشمهای خود آستین میکشی؟ چرا وقتی روی زمین را مینگری، بیمورد به خودت میپیچانی؟
ز محراب دو ابروی تو پیداست
که با خود کرده روی کفر و دین را
هوش مصنوعی: از چهره و ابروهای زیبا و دلربای تو مشخص است که با روح و دل خود بر کفر و عقاید دینی تأثیر گذاشتهای.
ز موی پوست تخت فقر بافند
ملایک رشتهٔ حبلالمتین را
هوش مصنوعی: فرشتگان از موی پوست بستر فقر، رشتهای محکم و استوار میبافند.
بغیر از عجب از تحسین ندیدم
بدل کردم به نفرین آفرین را
هوش مصنوعی: جز شگفتی، تحسینی ندیدم و به همین دلیل، تحسین را تبدیل به نفرین کردم.
شکست ایام گوهرهای بیعیب
که سازد سرمه چشم عیببین را
هوش مصنوعی: روزگار به ما الماسهای بینقصی میدهد که میتواند به چشمهای عیبجو زیبایی ببخشد.
ز نه خرمن که دارد کشت افلاک
نبینی بهرهور یک خوشهچین را
هوش مصنوعی: از انبار بزرگی که آسمان دارد، نمیتوانی سهم یک خوشهچین را ببینی.
به حکاکی چه استاد است چشمت
کَند از جنبش مژگان نگین را
هوش مصنوعی: چشم تو به قدری زیبایی دارد که هنگام حرکت مژگانش، گویا الماس را تراش میدهد.
دوات از کلک فکرم سر نپیچد
عجب ربطی است با دست آستین را
هوش مصنوعی: قلم من به خاطر افکارم هیچگاه از دستانم دور نمیشود. این نشاندهندهٔ پیوند عجیبی است که بین آنها وجود دارد.
کلیم آن می که کوه غم ز دل برد
نبرد از روی او چین جبین را
هوش مصنوعی: کسی که با نوشیدن آن می، بار سنگین غم را از دلش میزداید، هرگز نمیتواند از چهرهاش آثار غم و اندوه را پنهان کند.