برگردان به زبان ساده
ما که دل در فکر دنیای خراب افکنده ایم
گوهر یکدانه ای را در خلاب افکنده ایم
هوش مصنوعی: ما که دلمان را در دنیای خراب و فاسد گذاشتهایم، در واقع یک چیز ارزشمند و گرانبها را در فضایی بیثمر و بیفایده انداختهایم.
مغز خورشید از شمیم عشق باشد عطسه ریز
تا بر این اخگر ز لخت دل کباب افکنده ایم
هوش مصنوعی: خورشید از نسیم عشق مانند عطسهای لطیف میباشد که بر این شعلههای دلسوزی که به خاطر بیقراریهای عاشقانه ایجاد شده است، میوزد و آنها را حرارت میبخشد.
در طریق جستجو از گرمی رفتار خویش
آتش شوقی در آغوش شتاب افکنده ایم
هوش مصنوعی: در مسیر جستجو، با گرمی رفتار خود شعلهای از اشتیاق در آغوش شتاب قرار دادهایم.
سادگی بین کز پی تحصیل آرام و قرار
خویش را در موج خیز اضطراب افکنده ایم
هوش مصنوعی: سادهلوحی که برای به دست آوردن آرامش و آسایش خود، در دریای پر اضطراب غرق شدهایم.
شاهد دیدار از آیینهٔ ما رو نتافت
تا به رخ از پردهٔ حیرت نقاب افکنده ایم
هوش مصنوعی: معشوقهٔ ما از دیدار با ما غافل نشد، زیرا که ما خود را از پردهٔ حیرت بیرون آوردهایم و با چهرهای نمایان در برابرش هستیم.
در هوای گرم سیر عشق امشب ما و یار
جامه خواب از پرنیان ماهتاب افکنده ایم
هوش مصنوعی: امشب در هوای گرم، به عشق و معشوقهام مشغولیم و لباس خوابمان را از پارچه نرم و لطیف ماهتاب به زمین انداختهایم.
خویش را جویا به رنگ نقش پای زایران
بر در دولت سرای بوتراب افکنده ایم
هوش مصنوعی: به دنبال شناخت خود هستیم و اثر ردپای مسافران را بر دروازه کاخ زیبای بوتراب مشاهده کردهایم.