برگردان به زبان ساده
بی سرو قدت خاک نشینند چمنها
شد پنبهٔ داغ جگر لاله سمنها
هوش مصنوعی: بیدادگران از بیپناهی و بیقدری تو بهره میبرند و چمنها از غم و درد تو پر شدهاند، همانطور که جگر لالهها به آتش دل تنگی خویش میسوزد.
کارم به حریف دو زبان کاش فتادی
چون غنچه سراپای زبانند دهنها
هوش مصنوعی: من آرزو میکنم که کارم به کسی بیفتد که دو زبان دارد، چرا که مانند غنچهها همهی وجودشان فقط به زبان و گفتار مربوط میشود.
بارید چو از ابر عطایش نم رحمت
در خاک کف بحر کرم گشت کفنها
هوش مصنوعی: وقتی باران رحمت از آسمان نازل شد، خاک مثل دامن دریا، پر از نعمت و بخشش شد و زندگی را در خود تجلی بخشید.
هرکس که ترا دید دمی بس که ز خود رفت
در بزم تو بوی خبر آید ز سخنها
هوش مصنوعی: هر کسی که لحظهای تو را ببیند، چنان از خود بیخود میشود که در آن جمع، خوشبویی خبر از گفتوگوها و سخنان تو به مشام میرسد.
آهنگ گلستان چو کند سرو تو از شوق
آیند چو طاووس به پرواز چمنها
هوش مصنوعی: وقتی گلستان با زیباییهای تو پر شود، شوق و سروری مانند طاووسها به پرواز در میآید و همه جا را پر از نشاط و زندگی میکند.
بر زلف مزن شانه که محتاج نباشد
دلبستگی عاشق مسکین به رسنها
هوش مصنوعی: بر زلف نزن شانه؛ زیرا که دل عاشق بیچاره نیازی به بند و زنجیر ندارد.
هرکس شده جویا چو تو سرگشتهٔ غربت
اکسیر فراغت شمرد خاک وطنها
هوش مصنوعی: هر کسی که مانند تو در جستجوی حقیقت است و در غربت غمگین شده، میتواند خاک وطنش را به عنوان داروی آرامش در نظر بگیرد.