برگردان به زبان ساده
طراوت دارد از بس نوبهار حسن سرشارش
چکد رنگ از حیا چون قطره های می ز رخسارش
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و جوانی دلنشینش، چهرهاش مانند قطرات شراب میدرخشد و از آن حیا و شگفتی میریزد.
به صحرایی که از خود رفتن ما خضر ره باشد
بلندی های همت می دهد یادی ز کهسارش
هوش مصنوعی: در مکانی که ما از خودمان دور میشویم، وجود یک راهنما چون خضر میتواند ما را به بلندیهای بلند همت برساند و به یاد میآوریم که این همت ما را به قلههای بزرگ میرساند.
به گلشن بی تو گر بلبل ببیند پیچ و تابم را
شود خون و چکد مرغوله خوانیها ز منقارش
هوش مصنوعی: اگر بلبل در باغی که تو در آن نیستی، پیچ و تاب من را ببیند، خونش به جوش میآید و از دیدن حال من، آهنگهای غمانگیزی از من میخواند.
کنی نام من سرگشته گر نقش سلیمانی
به چرخ آید مثال شعلهٔ جواله زنارش
هوش مصنوعی: اگر نام من را جستجو کنی، مانند شعلهای که از جوال پناه میگیرد، پروانهوار به دور آن میچرخد و درخشش سلیمانی به آسمان برآید.
ندانم اینقدر خشکی چرا می بارد از زاهد
رگ ابری سفیدی نیست گر هر پیچ دستارش
هوش مصنوعی: نمیدانم چرا زاهد اینقدر خشک و بیروح است، مانند ابری سفید که در رگهای او نیست و اگر حتی در دستار خود هم بپیچد، باز هم کمی از زندگی و احساسات در او وجود ندارد.
قناعت چون بیارایید دکان خودفروشی را
به نقد تنگ دستی می شوم جویا خریدارش
هوش مصنوعی: وقتی که قناعت را در زندگی خود به کار بگیرم، مثل این است که کاری کردهام که دیگر نیازی به خودفروشی نداشته باشم، و در عوض به دنبال پیدا کردن کسی میگردم که بتواند ارزش کمبودهای مالیام را درک کند.