برگردان به زبان ساده
نه در وصال و نه هجران بود قرار مرا
نه در خزان شکفد دل نه در بهار مرا
هوش مصنوعی: نه در کنار معشوق آرامش دارم و نه در جدایی، نه دل من در پاییز میگشاید و نه در بهار.
لباس دولت دنیاست بر تنم سنگین
نهال پانم و گردیده برگ بار مرا
هوش مصنوعی: دولت دنیا همچون لباسی سنگین بر تن من است و من درختی هستم که بار زیادی به خود گرفتهام.
صدای شیون زنجیر دارد اعضایم
شکسته است زبس بی تو روزگار مرا
هوش مصنوعی: صدای زنجیر مانند فریاد درد من است، اعضای من از شدت دوری تو شکسته شده و روزگارم به شدت سخت و تلخ است.
چنان به بوی گل عارض تو خرسندم
که بی دماغ کند نکهت بهار مرا
هوش مصنوعی: من چنان از بوی گل روی تو خوشحالم که عطر بهار حتی بویی از من نمیبرد.
ضیای دیدهٔ اهل بصیرتم جویا
اگرچه از نظر انداخت روزگار مرا
هوش مصنوعی: درخشش نگاه افرادی که بینا و آگاهند، ادامه دارد، حتی اگر زمان مرا از چشمهایم دور کند.