برگردان به زبان ساده
کار دنیا فکر ای دانا ندارد اینقدر
بهر دنیا غم مخور دنیا ندارد اینقدر
هوش مصنوعی: ای دانشمند، دنیا ارزش این همه نگرانی را ندارد. به خاطر دنیا اینقدر غم نخور؛ چون دنیا به این اندازه اهمیت ندارد.
وسعتی در خورد وحشت آرزو دارد دلم
عالم دیوانگی صحرا ندارد اینقدر
هوش مصنوعی: دلم آرزو دارد که فضای وسیعی برای احساسات وحشتزدهاش داشته باشد، اما در عالم دیوانگیاش، آنقدرها جا ندارد.
لاف همراهی نیارد زد به ما آزادگان
وحشت از اهل جهان عنقا ندارد اینقدر
هوش مصنوعی: برخی افراد از دوستی و همراهی با ما سخن میگویند، اما ما آزادگان برای اهل دنیا ترسی نداریم و به همین اندازه هم ارزش قائل نیستیم.
محتسب پیمانه نوشان را به طور خودگذار
می توان برداشت دست از ما ندارد اینقدر
هوش مصنوعی: محتسب به راحتی میتواند از نوشیدن شراب دست بردارد، اما این کار برای او بسیار دشوار است.
در خطر باشد زموج اشک جویا دیده ام
منصب شوریدگی دریا ندارد اینقدر
هوش مصنوعی: این بیت به احساساتی عمیق و ناپایدار اشاره دارد. شاعر بیان میکند که چشمان او مملو از اشک است و این نشاندهندهی ناامیدی و درد عاطفی اوست. او به این نکته توجه میکند که هیجان و احساساتش به شدت شدید است، اما در عین حال، روح و وجودش درست مثل دریا همواره در حال تغییر و نوسان بوده و نمیتواند به یک حالت ثابت و پایدار برسد. به عبارتی، این احساسات و شوریدگی که او تجربه میکند، نمیتواند بهمانند دریا عمق و ثباتی داشته باشد.