برگردان به زبان ساده
با همه اعضا مرا چون ابر گریان ساختند
همچو شاخ گل سراپای تو خندان ساختند
هوش مصنوعی: با همه وجودم مرا به شدت غمگین کردند، در حالی که تو مانند شاخهای از گل همیشه شاد و خندان به نظر میرسی.
شکرین لعلت ز موج آب حیوان ساختند
نقل دندان ترا از شیرهٔ جان ساختند
هوش مصنوعی: شیرینی لبهایت باعث شده تا از آب زندگی، نقلها و داستانهایی بسازند و دندانهای تو را از عصاره روح و جانت خلق کردهاند.
حسن شوخی را که عالم روشن است از پرتوش
در حجاب پردهٔ اظهار پنهان ساختند
هوش مصنوعی: زیبایی شوخی و خوشمزگی آن باعث شده که عالم و هستی با نور خودش روشن شود، اما در عین حال این زیبایی در پس پردهای پنهان باقی مانده است.
نکهت گل رنگ یاقوت و خمیر صبح را
گرد آوردند و آن سیب زنخدان ساختند
هوش مصنوعی: عطر گل و رنگ یاقوت و خمیر صبح را جمع کردند و آن را به شکل یک سیب زیبا در آوردند.
خاکسارانی که از اول گریان دشمنند
همچو صحرا از لباس آخر به دامان ساختند
هوش مصنوعی: افرادی که از ابتدا در برابر دشمنان گریه کردهاند، مانند صحرا که با رسیدن به لباس آخر (زمان پایانی) به دامان میآورد، نشاندهندهی ناتوانی یا ناامیدیشان هستند.
موج رنگ سنبل و طوفان بوی مشک را
جمع آوردند و آن زلف پریشان ساختند
هوش مصنوعی: موجهای رنگی سنبل و طوفانهای عطری مشک همگی جمع شدند و زلفی پریشان و غیرقابل کنترل را به وجود آوردند.
خلعت مجنونی ام روزی که در بر کرد عشق
از فضای وسعت مشرب بیابان ساختند
هوش مصنوعی: روزی که عشق در آغوشم جا گرفت، لباسی از دیوانگی به من بخشید و در دل بیابان، دنیای وسیعی برایم خلق کرد.
کاکل مشکین و زلف عنبرین دستی بهم
داده جویا خاطر ما را پریشان ساختند
هوش مصنوعی: موهای سیاه و زلفهای طلایی با هم ارتباطی برقرار کردند و باعث شدند که دل ما درهم برهم و نگران شود.