برگردان به زبان ساده
می کنند احباب بی معنی مکدر سینه را
عکس طوطی سبزهٔ زنگار بس آیینه را
هوش مصنوعی: دوستان بدون دلیل، دل آزرده را با تصویر طوطی سبز زنگاری سرگرم میکنند.
دیدنت از غم بپردازد دل بی کینه را
روی خندانت کند صیقل گری آیینه را
هوش مصنوعی: دیدن تو میتواند دل بیکینه را از غم رهایی بخشد و لبخند تو مانند صیقل دادن به آینه، نوری تازه به آن ببخشد.
طاقت یکدم خمارم نیست یا پیر مغان
از قطار هفته بیرون کن شب آدینه را
هوش مصنوعی: من تاب تحمل حالت مستی را حتی برای یک لحظه ندارم، ای پیر مغان، مرا از صف کسانی که در روزهای هفته در حالت عادی هستند، جدا کن و اجازه بده شب آدینه را با حالت مستی تجربه کنم.
هرزه خرج گوهر رنگین معنی نیستم
از خموشی قفل بر در می نهم گنجینه را
هوش مصنوعی: من زینت و زیبایی بیمحتوا نیستم؛ از سکوت و کمحرفی، راز و گنجینهام را مخفی میکنم.
رخنه ها افکند درد ناله اش همچون جرس
گرچه کردم آهنین از سخت جانی سینه را
هوش مصنوعی: درد و ناله او مانند صدای جرس به گوش میرسد، گرچه سینهام را با ارادهای قوی و محکم کردهام.
یاد پیچ و تاب زلفش کی رود از خاطرم
جوهر آیینه گردیداین دل بی کینه را
هوش مصنوعی: هیچ گاهی از یاد نخواهم برد که چقدر زیبا و دلربا بودی، حتی دل بیکینهام هم جلوهگر یاد توست.
با چنین ضعفی که شد پیراهن تن بار او
چون توان برداشت جویا خرقهٔ پشمینه را
هوش مصنوعی: با این ضعفی که به سراغش آمده، بار سنگین زندگی او را چه کسی میتواند تحمل کند؟ در این حال، او چگونه میتواند لباس پشمی را از دوش خود بردارد؟