برگردان به زبان ساده
سرت گردم به گلشن جلوه ده آن روی چون گل را
رگ لبریز خون ناله کن منقار بلبل را
هوش مصنوعی: ای کاش به گلستان برویم و آن چهره مانند گل را به نمایش بگذاری. در حالی که لبهایت پر از خون و ناله هستند، مثل بلبل آواز بخوان.
مرا سرپنجهٔ حسن است طاقت آزما امشب
که موج بحر بی تابی کند کوه تحمل را
هوش مصنوعی: امشب باید ببینم چقدر میتوانم در برابر زیبایی تو مقاومت کنم، زیرا مثل موج دریا، زیباییات طاقت کوه را هم آزمایش میکند.
مبادا حالی او گردد و بیگانگی آرد
نگاه شوخش از حد می برد با ما تغافل را
هوش مصنوعی: مبادا حال او دگرگون شود و از ما فاصله بگیرد. نگاهش به قدری عمیق است که ما را از یاد میبرد و بیتوجهی ما را نادیده میگیرد.
تجرد پیشگان مستغنی اند از دولت دنیا
گهر ریگ تا دریا بود بحر توکل را
هوش مصنوعی: پیشینیان بینیاز از ثروت و قدرت دنیوی هستند؛ زیرا اگر در دلشان به دریا اعتماد داشته باشند، حتی اگر مرواریدشان مانند ریگ باشد، ارزشمند خواهد بود.
ز صرصر پنجه زردار گل بر خاک می افتد
بپیچد باددستیهای ما دست تمول را
هوش مصنوعی: هر بار که باد سرد و تند وزیده میشود، گلها بر روی زمین میافتند و در عین حال، دستهای ما نیز به طور غیر ارادی به سمت ثروت و دارایی جلب میشود.
تهی دارند پیران خمیده غور کن یک ره
که جا پیوسته جویا بر سر دریا بود پل را
هوش مصنوعی: بزرگترها و افراد با تجربه که خمیدهاند، از نظر ذهنی خالی از معنا هستند. اندکی تاملی کن و به دنبال حقیقتی دائم بگرد که در بالای دریا، ارتباطی با پل وجود دارد.