برگردان به زبان ساده
پیش رخت مراست دل داغ داغ بند
پروانه را بس است فروغ چراغ بند
هوش مصنوعی: دل من برای تو بسیار داغ و سوزان است، مانند پروانهای که به نور چراغ نزدیک میشود. این احساس طاقتفرسا در برابر زیبایی تو برایم کافی است.
از یاری نسیم سحر عطسه ریز شد
تا صبح بود غنچهٔ گل را دماغ بند
هوش مصنوعی: نسیم سحرگاهی باعث شد تا غنچهی گل با عطسهای کوچک، صبح را بگذراند و خود را بپوشاند.
از دست در چمن نگذارم پیاله را
گویی چو نرگسم شده در کف ایاغ بند
هوش مصنوعی: نمیخواهم پیالهام را از دست بدهم، مثل اینکه نرگس در دستان کسی که با قید و بند است، گرفتار شده است.
آزاد کردهٔ غم عشقست خاطرم
باشد مرا ز شغل محبت فراغ بند
هوش مصنوعی: غم عشق مرا رها کرده است، پس به یاد داشته باش که از کار محبت آزاد هستم.
جویا روم به سیر چمن همره نسیم
گر باغبان نهاده به درهای باغ بند
هوش مصنوعی: من به همراه نسیم، در جستجوی زیباییهای باغ میروم، اگر باغبان درهای باغ را بسته باشد.