برگردان به زبان ساده
چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد
به تن هر قطره خونم دانهٔ زنجیر می گردد
هوش مصنوعی: وقتی که زلف تو، دیوانهها را به دنبال خود میکشد، هر قطره خون من مانند دانهای از زنجیر درمیآید.
خیالش را ز بس در پرده های دل نهان دارم
فلک از دود آهم صفحهٔ تصویر می گردد
هوش مصنوعی: من به شدت به خاطر خیالاتش در دل خود را در پردهها پنهان کردهام، به طوری که آوای غمگین و نالهام آسمان را پر میکند و تصویر آن بر روی صفحه آسمان نمایان میشود.
بقدر سوز دل گر دود آه از سینه برخیزد
در اندک فرصتی این ابر عالمگیر می گردد
هوش مصنوعی: اگر دل به شدت دلتنگ باشد و از سینهاش آهی بلند شود، در مدتی کوتاه این احساس میتواند بر کل دنیا تأثیر بگذارد و مانند ابری در آسمان پخش شود.
نه تنها گردن مینا چو مارم می گزد بی او
قدح شبهای هجرانش دهان شیر می گردد
هوش مصنوعی: نه تنها گردن مینا که شبیه به مار است، میگزد، بلکه در غیاب او، جام شبهای جدایی به اندازه دهان شیر بزرگ و خطرناک میشود.
چسان بی او قدم در ساحت گلشن نهم جویا
که بر رویم نسیم گل دم شمشیر می گردد
هوش مصنوعی: چطور میتوانم بدون حضور او در باغ گل قدم بزنم؟ زیرا نسیم گل وقتی به من میخورد، مانند شمشیر تند و برنده میشود.