برگردان به زبان ساده
غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
که سیل گریه ام را کوه و صحرا برنمی تابد
هوش مصنوعی: غم و اندوه من چنان سنگین است که هیچ چیز، حتی زیبایی شیرین و لیلا، نمیتواند بر آن غلبه کند. اشکهای من آنقدر زیاد و ر torrents اند که هیچ کوه و سرزمینی نمیتواند آنها را تحمل کند.
گل چاکش به رنگ غنچه در جیب و بغل ریزد
می زورین ما را ظرف مینا برنمی تابد
هوش مصنوعی: گل با رنگ زیبای خود مانند غنچه در جیب و زیر بغل ما میریزد، اما ظرف مینا نمیتواند فشار ما را تحمل کند.
دل پراضطراب من زضبط اشک تنگ آمد
شکوه گوهرم را شور دریا برنمی تابد
هوش مصنوعی: دل نگران من از کنترل اشکهایم ناتوان شده و نمیتواند زیبایی من را تحمل کند، مانند اینکه طوفانی دریا قادر به تحمل جواهر درخشان نیست.
زیاد آرزو مانند گل از یکدگر باشد
دل آزرده ام بار تمنا برنمی تابد
هوش مصنوعی: زیاد بودن آرزوها مانند گلهایی است که از هم فاصله دارند و نمیتوانند کنار هم رشد کنند. دل من از این همه خواسته و تمنا خسته شده و دیگر طاقت ادامه را ندارد.
زلعلش نوش دارویی مگر گردد روان بخشم
مریض درد او ناز مسیحا برنمی تابد
هوش مصنوعی: زیبایی او مانند دارویی است که میتواند جان بخش باشد؛ آیا من باید درد این بیمار را درمان کنم در حالی که جانم به سختی تحمل ناز و زیبایی او را دارد؟
نخواهم گر همه در دست جویا از فلک هرگز
دل وارسته ام ننگ تقاضا برنمی تابد
هوش مصنوعی: من هرگز از ستارهها و آسمان چیزی نمیخواهم و دل آزاد و بینیاز من به چیزهای مادی و درخواست کردن ننگی ندارد.