برگردان به زبان ساده
با زخم ما مباد کسی مرهمی کند
ما را اسیر ننگ غم بی غمی کند
هوش مصنوعی: هیچ کس نباید دردی را که ما احساس میکنیم، تسکین دهد. ما به خاطر دلیلی که داریم، مجبور شدهایم احساس ننگ و غم را تحمل کنیم، حتی در لحظات شادی.
همسایه را ز پهلوی همسایه فیضهاست
خون جگر به زخم دلم مرهمی کند
هوش مصنوعی: همسایه با همسایهای که کنار اوست، از برکت وجود یکدیگر بهرهمند هستند. درد و رنج من را دوست داشتن و محبت دیگران تسکین میدهد.
فانوس بزن تو بی تو ز بس گشته است
در بر چو چرخ پیرهن ماتمی کند
هوش مصنوعی: چشمک بزن، چون بدون تو در دور و برم مثل پیراهنی که برای عزاداری تهیه شده، دچار سردرگمی و غم شدهام.
از بهر خشک کردن دامان تر مرا
روز جزا صد آتش دوزخ کمی کند
هوش مصنوعی: برای اینکه دامان من را در روز قیامت خشک کند، هزار آتش دوزخ برایم کافی است.
نزدیکی از مصاحبتت دورم افکند
محروم بزم وصل توام محرمی کند
هوش مصنوعی: نزدیکی با تو باعث شده که از مهمانی و جمعی که با هم داریم، دور شوم و من را از لذت وصالت محروم کرده است، اما همین نزدیکی باعث میشود که من را در عرصههای دیگر محرم و نزدیکتر کند.
دلسوزی سرشک مرا بین که هر سحر
با کشت برق دیدهٔ من شبنمی کند
هوش مصنوعی: به تماشای اشکهای از درد من بنشین، چرا که هر صبح، این اشکها مانند شبنمی بر چشمانم نشسته است.