برگردان به زبان ساده
بی قراران ترا تا خلعت جان داده اند
غنچه سان صد پیرهن چاک گریبان داده اند
هوش مصنوعی: بیتابان برای تو جانشان را فدای تو کردهاند، همانطور که گلبرگها در حال شکفتن هستند، آنها نیز صدها لباس را پاره کرده و به تو تقدیم کردهاند.
تا ترا چون لاله و گل روی خندان داده اند
بیدلانت را چو شبنم چشم گریان داده اند
هوش مصنوعی: تا وقتی که زیبایی تو مانند لاله و گل، لبخند به چهره دارد، دل بیخبر و گریان تو را مثل شبنم خیس میکند.
در شب هجران زحال بی قرارانت مپرس
از طپیدن کشتی دل را بطوفان داده اند
هوش مصنوعی: در شب جدایی، از حال بیتابیهای شما نپرسید، زیرا کشتی دل را در طوفانی بزرگ لرزاندهاند.
ناز را سرفتنهٔ چشم سیاهش کرده اند
فتنه را سرداری آن خیل مژگان داده اند
هوش مصنوعی: چشمهای سیاه او ناز و زیبایی را به وجود آورده و فتنه و جذابیتش را مانند فرماندهی در میان آن همه مژهها به نمایش گذاشته است.
با خیالش گرم چون گردید بازار قمار
داو اول نقد جان را عشقبازان داده اند
هوش مصنوعی: وقتی بازار قمار به خاطر خیال او پر رونق میشود، عشق بازان جان خود را به عنوان شرط اول میگذارند.