برگردان به زبان ساده
سوختم در یاد شمع عارض جانانهها
بر هوا دارد غبارم شوخی پروانهها
هوش مصنوعی: من در یاد شمعی که نشانی از زیبایی و دلکشایی دارد میسوزم و همچنان در حواسم، غبارهایی به جا مانده از شوخیهای پروانهها را احساس میکنم.
باده تا افروخت شمع عارضش را میکند
موج می بیتابی پروانه در پیمانهها
هوش مصنوعی: نوشیدنی که شمع زیبایی او را روشن کرده، باعث میشود که پروانه در شگفتی از بیتابی، در لیوانها به این سو و آن سو برود.
هیچگه بیآه دودی از دل ما برنخاست
باشد از دیوانهها آبادی ویرانهها
هوش مصنوعی: هرگز دودی از دل ما بلند نشده است، مگر با آه و اندوه. این نشان میدهد که نابسامانیها و ویرانیها در دل دیوانگان وجود دارد.
مهر و مه بیتابی پروانه بر گردش کنند
گر بریزند از غبارم رنگ آتشخانهها
هوش مصنوعی: خورشید و ماه از شوق و هیجان بالهای پروانه در اطرافشان میچرخند، اگرچه که اگر از غبارم رنگ آتشگاهها بریزند.
داغ دل از قصه فرهاد و مجنون تازه شد
ریخت بر زخمم نمکها شور این دیوانهها
هوش مصنوعی: دل من هنوز از داستانهای عاشقانه فرهاد و مجنون دردمند است و این دردها مانند نمک بر زخمهایم مینشیند و به آنها میافزاید.
در کف ما اختیار توبه را نگذاشتند
سرنوشت ماست جویا از خط پیمانهها
هوش مصنوعی: انتخاب و تصمیمگیری در مورد توبه به دست ما نیست و این به سرنوشت ما مربوط میشود. باید از علائم و نشانهها در زندگیمان آگاه باشیم.