برگردان به زبان ساده
دیدم کلاه ابروی آن کجکلاه کج
از پیچ و تاب شد به دلم تیر آه کج
هوش مصنوعی: من دیدم که کلاه آن دختر با ابروهایش بهطرز خاصی کج شده و این منظره به دل من تیر غم یا حسرتی زد.
کج کج بود خرام سیه مست باده را
چشمت از کند به سوی من نگاه کج
هوش مصنوعی: نگاه زیبای تو، که به سمت من میآید، همانطور که میرقصد و در حال مستی است، حسی خاص و کجوموج دارد.
افغان دل به نالهٔ زنجیر شد بدل
بر عارضش فتاده چو زلف سیاه کج
هوش مصنوعی: دل افغان به خاطر نالهٔ زنجیرها به درد آمده، بر روی او موهای سیاه و کج ریخته است.
افتاد تاج مهر به خاک از سر فلک
بر سر چو از غرور نهادی کلاه کج
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که خورشید به دلیل غرور و تکبر خود، مانند تاجی که از سر آسمان افتاده، به زمین افتاده است. این به تصویر کشیدن لحظهای است که عظمت و بزرگی خورشید تحت تأثیر خودخواهی و فخر فروشیاش کاهش یافته و مانند کلاهی کج به نظر میرسد.
جز حق پرستی راست از کس طمع مدار
کج می رود رونده چو گردید راه کج
هوش مصنوعی: اگر غیر از پرستش حق به سراغ کسی بروی، انتظار خوبی نداشته باش. وقتی راه را کج بروی، هر که قدم بگذارد راهاش هم کج خواهد شد.