برگردان به زبان ساده
نصیبی گر ز سوز سینهام میبود مجنون را
ز ابر چشم تر دریای خون میکرد هامون را
هوش مصنوعی: اگر سهم من از درد سینهام چیزی بود، مجنون با اشکهایش دریای خون را از چشمش به هامون میرساند.
دمی گر پشتگرمی از بسوی باده میدیدم
سبک میکردم از بار خرد دوش فلاطون را
هوش مصنوعی: لحظهای که به باده روی میآوردم و از آن لذت میبردم، احساس میکردم که بار سنگین دانش و خرد فلسفی را که بر دوش داشتم، سبک میکنم.
نماید از پس تسخیر عالم خسرو حسنت
نگین کَنده از موج نزاکت لعل میگون را
هوش مصنوعی: از پس تسخیر جهان، زیبایی تو مانند نگینی درخشان است که از موج لطافت لعل میکون جدا شده است.
خدا از چشم بد لیلینگاهان را نگه دارد
رواجی دادهاند از تیغ ابرو دین مجنون را
هوش مصنوعی: خداوند با چشم بد لیلی مراقبت کند، چرا که از زیباییهای ابرویش، دین مجنون را رواج دادهاند.
به رنگ غنچه اسرار درونم گل کند آخر
نهان در پرده باشد صد زبان دلهای پرخون را
هوش مصنوعی: در نهایت، رازهای درونم مانند رنگ گل آشکار میشود. دیگر چیزی پنهان نخواهد ماند و دلهای پر از درد و عشق، صد زبان خواهند داشت تا سخن بگویند.
اگر دُردی کش پیمانهٔ مجنون شوی، دانی
کف دریای بیمغزی بود در سر فلاطون را
هوش مصنوعی: اگر دردی مانند دیوانگان عاشق را تجربه کنی، متوجه خواهی شد که اندازهٔ نادانی و بیخود بودن در برخی افراد مانند یک قطره در دریا است.
تو جویا با چنین رنگین خیالی چون نهان مانی؟
بود شهرت ز یک برجسته مصرع سرو موزون را
هوش مصنوعی: تو با خیالهای رنگارنگ خود، چرا پنهان بمانی؟ که درخت سرو خوشتراش و موزون، در میان شعرها و سرودها شهرتی دارد.