برگردان به زبان ساده
غمش گرم تپش گه شعلهآسا میکند ما را
گهی بیدست و پا چون موج دریا میکند ما را
هوش مصنوعی: درد و غمش گاهی مثل شعلهای ما را میسوزاند و گاهی هم مانند موج دریا، ما را بیقرار و بیحواس میکند.
چنان در پردهٔ خاموشیایم از دیدهها پنهان
که آواز شکست رنگ پیدا میکند ما را
هوش مصنوعی: ما به قدری در سکوت و پنهانی هستیم که حتی صدای شکستن نیز ما را آشکار میکند.
ز همپروازی عنقا نبستم طرفی از عزلت
به گمنامی چو خود مشهور دنیا میکند ما را
هوش مصنوعی: من به خاطر همنشینی با این پرندهی خاص، عزلت و گمنامی را انتخاب نکردم، زیرا مانند خودم، نیز میخواهم که در دنیا شناخته شوم و مشهور شوم.
به راه کعبهٔ شوقت فغان از دل تپیدنها
که مانند جرس هر لحظه رسوا میکند ما را
هوش مصنوعی: در مسیر عشق به کعبه، دل من پیوسته به تپش افتاده و این تپشها مانند صدای جرس، هر آن ما را به دیگران معرفی میکند و رسوا میسازد.
ز خود بیگانه یابم خویش را تا به خودم، جویا!
بنازم بیخودیها را که از ما میکند ما را
هوش مصنوعی: من برای مییابم که از خودم جدا هستم و به دنبال پیدا کردن خودم هستم. باید به بیخودیها افتخار کنم، زیرا آنها ما را از خودمان دور میکنند.