برگردان به زبان ساده
چو با تو کار دل ای ماهپاره افتاده است
زچشم اشک بعینه ستاره افتاده است
هوش مصنوعی: وقتی که دل من به عشق تو گرفتار شده، اشکهایم به مانند ستارههایی در چشمانم میدرخشند.
زبان سرمهٔ دنباله دار می گوید
سیاه مستی چشمش گذاره افتاده است
هوش مصنوعی: زبان مانند سرمهای است که به دنبالهاش میکشد و میگوید محبوبش چشمی تاریک و مست دارد که در آن رویایی به وقوع پیوسته است.
مرا ز دیدن صبح دوباره شد روشن
که چرخ را نفسش در شماره افتاده است
هوش مصنوعی: وقتی صبح را دیدم، همهچیز برایم روشن و واضح شد، چرا که به نظر میرسد حرکت زمان به پایان رسیده و نفس چرخ روزگار به شماره افتاده است.
زجوش موج طراوت ترا زلجهٔ حسن
بهار عنبر خط بر کناره افتاده است
هوش مصنوعی: از حرکت موج، تازگی تو به زیبایی بهار شبیه است که مانند بخار عطر بر لب ساحل نشسته است.
سزد ز خویش چو شبنم روم به بال نگاه
مرا که بر تو گذار نظاره افتاده است
هوش مصنوعی: اینجا میگوید که اگر مانند شبنم از خودم جدا شوم، سزاوار است که به چشمان تو نگاه کنم، زیرا نگاه من به تو افتاده است و بر تو مینگرم.
ترا دلیل به بیچارگی دل جویا
همین بس است که در فکر چاره افتاده است
هوش مصنوعی: تنها دلیل بر ناچاری و درماندگی دل تو این است که به فکر پیدا کردن راه حلی افتاده است.