برگردان به زبان ساده
گرنه اشک از دیده در هجران یار افتاده است
گوهر است اما زچشم اعتبار افتاده است
هوش مصنوعی: اگرچه اشکهایی که به خاطر دوری معشوق بر چشمها میریزد ارزشمند و گرانبها هستند، اما چون از چشمان من رفتهاند، دیگر مورد توجه و اعتبار نیستند.
دوختم تا چشم خواهش بر گل رخسار یار
بخیهٔ رسوایی ام بر روی کار افتاده است
هوش مصنوعی: دوختن و زینت کردن چشم، به خاطر خواستهای که بر روی چهره محبوبم درخشان است، باعث شده تا عیوب و رسواییام به راحتی نمایان شود.
نقش پا در اضطراب از شوخی رفتار اوست
یا دل است این کز پی او بی قرار افتاده است
هوش مصنوعی: رد پای او در دل من به خاطر شوخیهایش نگرانم کرده است، یا شاید این دل من است که به دنبال او آرام و قرار ندارد.
شکر کز بیداد چشم او چنین افتاده ام
وای بر بی طالعی کز چشم یار افتاده است
هوش مصنوعی: اگر بخواهم این بیت را به زبان ساده و روان بیان کنم، میتوان گفت: از نادانی و بیخبری خودم ناراحتم که برای زیبایی و جذابیت نگاه او، گرفتار شدهام و نمیدانم چه بلایی بر سرم آورده است.
می نماید تیغ مژگان تو لنگردار تر
باده پیما باش چشمت در خمار افتاده است
هوش مصنوعی: چشمان تو همچون تیغی تند و برنده است و در این حالت، تو باید همچون پیماننوشان باشید، زیرا چشمانت در حال غم و خم دارد.
بیشتر بی طاقتم جویا ز یاد آن کمر
اشک حسرت زان میانم بر کنار افتاده است
هوش مصنوعی: حجم زیادی از بیتابیام به خاطر یاد آن کمر است و اشکهای حسرت از چشمانم بر روی زمین افتاده است.