برگردان به زبان ساده
ایمن از جور حوادث ساخت عجز من مرا
شیشه جانیها حصاری گشت از آهن مرا
هوش مصنوعی: ایمان به اینکه حوادث نمیتوانند به من آسیبی بزنند، باعث شده است که احساس کنم ناتوانی من در برابر این مشکلات، مثل شیشهای است که دور جانم را احاطه کرده و از من در برابر خطرات محافظت میکند.
چون نباشم خوشدل از بیتابیی کز درد اوست
صبح نوروزیست هر چاکی ز پیراهن مرا
هوش مصنوعی: زمانی که من از بیقراری و درد او خوشحال نیستم، هر زخم یا شکافی در پیراهنم مانند صبح نوروزی است.
آتشم؛ آتش، مکن تکلیف سیر گلشنم
پر فشانیهای بلبل می زند دامن مرا
هوش مصنوعی: من آتشین هستم؛ حالم را خراب نکن. نغمههای بلبل در باغ گل میپیچد و دامن من را میفشارد.
بر نمی تابد مزاج نازکم گلگشت باغ
بی دماغ از نکهت گل می کند گلشن مرا
هوش مصنوعی: مزاج من تحمل نمیکند که در باغ بیحس و حال بگردم، زیرا نکهت گل برایم مانند گلشن شادابی میآورد.
پردهٔ فانوس نتواند حجاب شمع شد
کی نهان در سینه می ماند دل روشن مرا
هوش مصنوعی: پردهٔ چراغ نمیتواند نور شمع را پنهان کند، چرا که عشق و احساسات روشن من در دل من همیشه باقی میماند.
بار سنگین گریبان برنتابد وحشتم
در جنون جویا چو صحرا بس بود دامن مرا
هوش مصنوعی: نمیتوانم بار سنگینی را تحمل کنم و ترسم از دیوانگی، به اندازهای هست که دیگر نتوانم بیشتر از این پیش بروم.