برگردان به زبان ساده
آرامم از خط تو رمیدن گرفته است
تا نکهت بهار دمیدن گرفته است
هوش مصنوعی: من از لمس خط تو احساس آرامش میکنم، چرا که به خاطر عطر بهار، همه چیز جان تازهای پیدا کرده است.
خون دلم ز پنجهٔ مژگان به راه او
دامان انتظار چکیدن گرفته است
هوش مصنوعی: دل من از درد و عشق به او اشک میریزد و احساس میکنم که تمام انتظارم به صورت قطرات خون از چشمانم جاری میشود.
صهبا به بزم تا نرسیده است نارس است
می در پیاله رنگ رسیدن گرفته است
هوش مصنوعی: به میهمانی بیا و از نوشیدنی لذت ببر، چرا که تا زمانی که مهمانی به اوج نرسیده، شراب هنوز کاملاً آماده نشده است. حالا شراب در جام رنگی به خود گرفته و آمادهی نوشیدن است.
وحشت مرا رساند به سر منزل وصال
آن صید را دلم ز رمیدن گرفته است
هوش مصنوعی: وحشت و ترس من باعث شد که به مقصد و هدفم نزدیک شوم. دل من دیگر از فرار و گریختن آن معشوق خسته شده است.
از فیض آبیاری می لاله های رنگ
جویا به باغ حسن دمیدن گرفته است
هوش مصنوعی: آبیاری کردن لالههای رنگی که در جستوجوی زیبایی هستند، به خاطر لطفی است که به باغ زیبایی دمیده شده است.