برگردان به زبان ساده
به رویم دیدهٔ حیران در فیضی گشود اینجا
چو شبنم باختم از یک نگه بود و نبود اینجا
هوش مصنوعی: دوست من، در اینجا حالتی از حیرت و شگفتی را تجربه میکنم. همچون شبنم که در صبحگاه به زمین میافتد، من نیز به خاطر یک نگاه، همه چیز را از دست داده و به حالتی لطیف و زیبا دست یافتهام.
نماز و سبحه و کبر و ریا ارزانی زاهد
بود بر خاک خجلت روی مالیدن سجود اینجا
هوش مصنوعی: نماز و ذکر و خودپسندی و ظاهرسازی، برای زاهدان چیزی جز بازی نیست. اما در اینجا، آنچه مهم است تواضع و سجده واقعی بر خاک عبودیت است.
کدامین عیب باشد هم ترازو خودستایی را
بود بر ساده لوحی رحم کو خود را ستود اینجا
هوش مصنوعی: کدام عیب میتواند باشد که فرد به خودستایی بپردازد، در حالی که این کار بر سادهلوحی انسان میافزاید و به خود تحسین کردن خود در این مکان دلیلی ندارد؟
چه پرسی حال دل کان غمزه هر کس را بزد تیغی
نخستین ضرب دست خویشتن را آزمود اینجا
هوش مصنوعی: چه پرسی از حال دل، زیرا که آن زیبایی که چهرهاش دل را به درد میآورد، هر کس را با تیر محبت خود زخم میزند و خود ابتدا قدرتش را بر دیگران میآزماید.
چو گل تا کی سراپا خنده بودن ای ز خود غافل
فغانی هم چو بلبل می توان گاهی سرود اینجا
هوش مصنوعی: چرا تا همیشه باید فقط به شادی و خنده مشغول بود؟ ای کسی که از خود غافل هستی، مثل بلبل گاهی هم میتوانی موسیقی و سرود بخوانی.
گشاد کار دل در بند خاموشی بود جویا
چه درها بر رخم از لب فروبستن گشود اینجا
هوش مصنوعی: دل در حالی که در خاموشی به سر میبرد، به طرز عجیبی گشوده شد. ناگاه دریابید که از لبان خاموشش، مسیرهایی برای بیان احساسات و افکارش باز شده است.